آمریکا هم قربانی تبلیغات ضدایرانی شد

وقتی دروغ زیاد تکرار شود، حتی سازنده‌اش هم آن را باور می‌کند؛ داستان آمریکا و ایران از همین‌جا به یک خطای راهبردی تبدیل شد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، خطای بزرگ دولت ایالات متحده در قبال ایران آن بود که آشکارا در دام دروغ‌هایی افتاد که خود ساخته بود. اندیشکده‌ها، سرمایه‌داران حامی سیاست‌مداران، مشاوران مزدبگیر، گروه‌های لابی و تحلیلگران وابسته به ساختار قدرت، همگی در اشتباهات فاجعه‌باری که به حمله علیه جمهوری اسلامی انجامید، سهم داشته‌اند.

المیادین در گزارشی تاکید کرده است: جنگی که قرار بود به خیال طراحانش تنها چهار روزه به پایان برسد، به سرعت به هفته‌ها و ماه‌ها کشیده شد و اکنون، به تعبیر خود دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به «جنگی ابدی» بدل شده است. برای درک چرایی این شکست، باید سازوکار نظام سیاسی در واشنگتن را بررسی کرد.

چنان‌که امروز روشن شده، سیاست‌مداران آمریکایی در بسیاری از موارد نه بر پایه اراده مردم، بلکه به انتخاب طبقه سرمایه‌دارِ حامی کمپین‌های انتخاباتی به قدرت می‌رسند.

بخش بزرگی از اعضای کنگره آمریکا و سنای ایالات متحده مبالغ قابل توجهی از لابی قدرتمند آیپک (AIPAC) و دیگر حامیان صهیونیستی و جنگ‌طلب دریافت می‌کنند. این لابی نه‌تنها سیاست‌مداران منتخب خود را تأمین مالی می‌کند، بلکه حتی متن‌ها و مواضعی را که باید بیان کنند در اختیارشان می‌گذارد؛ تا آنان بی‌هیچ درنگی به تکرار روایت صهیونیستی بپردازند و در برابر هر صدایی که با این لابی مخالفت کند، به سگ‌های شکاری بدل شوند.

در پسِ این صحنه، شبکه‌ای از اندیشکده‌ها قرار دارد؛ بازوی فکری و سیاست‌پرداز لابی‌ها. کارشناسان این اندیشکده‌ها، به‌عنوان «مغز متفکر» عملیات معرفی می‌شوند. آنان میان دولت‌های مختلف جابه‌جا می‌شوند، در هیئت‌مدیره‌ها می‌نشینند و هم‌زمان برای اندیشکده‌ها گزارش‌ها و تحلیل‌هایی می‌نویسند که سیاست‌های مطلوب لابی‌ها را توجیه کند.

در کنار آن‌ها، رسانه‌های جریان اصلی قرار دارند؛ رسانه‌هایی که بسیاری از آن‌ها در مالکیت همان افرادی است که اندیشکده‌ها و لابی‌ها را تأمین مالی می‌کنند. این رسانه‌ها با به‌کارگیری چهره‌های خوش‌بیان، روایت‌های تبلیغاتی آنان را بازگو می‌کنند. فضای رسانه‌ای نیز خود به حبابی بسته تبدیل شده است؛ جایی که رسانه‌های به‌اصطلاح «معتبر» برای کسب اعتبار به یکدیگر تکیه می‌کنند و با همدیگر مرزهای «گفتمان قابل قبول» را تعیین می‌کنند؛ رسانه‌هایی همچون نیویورک‌تایمز، بی‌بی‌سی و دیگران.

در حوزه رسانه‌های پخش زنده نیز، تأمین‌کنندگان اصلی خبر، تصاویر میدانی و روایت‌های اولیه، خبرگزاری‌هایی همچون رویترز، فرانس‌پرس (AFP) و آسوشیتدپرس هستند. بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی همان خبرها و توضیحاتی را که این خبرگزاری‌ها ارائه می‌کنند، با تغییراتی جزئی کپی و منتشر می‌کنند تا با سوگیری شبکه خود هماهنگ شود. به همین دلیل است که اغلب رسانه‌ها از واژگانی مشابه استفاده می‌کنند و داستان‌هایی یکسان را در بولتن‌های خبری خود بازگو می‌کنند؛ واقعیتی که هر کسی که در یک تحریریه خبری کار کرده باشد، به خوبی از آن آگاه است.

این مثلث کنترل اطلاعات که اغلب با یکدیگر هم‌پوشانی دارند هر روز ذهن توده‌ها را با روایت‌های مهندسی‌شده مسموم می‌کند. فهم این ساختار برای درک ادامه این تحلیل ضروری است.

گرفتار شدن در دام دروغ‌های خود

در آستانه حمله غیرقانونی به جمهوری اسلامی ایران، طبقه حاکم در غرب مدام این گزاره را تکرار می‌کرد که ایران و متحدانش به‌شدت تضعیف شده‌اند. آنان سرمست از آنچه گمان می‌کردند پیروزی در سوریه است با روی کار آوردن حکومتی هم‌سو با آمریکا و صهیونیسم در دمشق و نیز در حالی که زیرساخت‌های غزه را ویران کرده و ضرباتی سنگین به رهبری حزب‌الله وارد آورده بودند، به تدریج دچار غروری خطرناک شدند.

اندیشکده‌هایی همچون مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک (WINEP) کنفرانس‌هایی درباره خلع‌سلاح حزب‌الله برگزار کردند و درباره این سخن گفتند که چگونه باید آتش‌بس غزه را به ابزاری در خدمت «اسرائیل» تبدیل کرد، در همان حال، درباره جنگ با ایران چنان سخن می‌گفتند که گویی قرار است اسب مسابقه‌ای که روزگاری قدرتمند بوده است، اما اکنون پایش شکسته، از میان برداشته شود.

حتی امروز نیز اگر به صفحه اصلی این اندیشکده نگاه کنید، مقالاتی خواهید یافت که نویسندگان صهیونیست در آن‌ها از رؤیای پیروزی بر ایران سخن می‌گویند و آینده منطقه را در سلطه کامل اسرائیل ترسیم می‌کنند.

عناوینی چون «لحظه ۱۹۱۹ خاورمیانه» یا «شامی بدون شبه‌نظامیان» سقوط ایران و حزب‌الله را پیش‌فرض گرفته‌اند. حتی در میانه بحران‌های عمیق برای موجودیت صهیونیستی، آنان هنوز نمی‌توانند از خیال سلطه بر آینده منطقه دست بردارند.

این مثلث کنترل اطلاعات در نهایت برای خود جهانی موازی ساخته است؛ جهانی خیالی که به آن چنگ زده‌اند، زیرا فروپاشی آن به معنای فرو ریختن تمام تصویری است که از واقعیت برای خود ساخته‌اند.

و شاید حقیقت تلخ همین باشد: آمریکا سرانجام قربانی همان تبلیغاتی شد که سال‌ها برای تخریب ایران ساخته بود.

کد خبر 956020

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.