به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، شرایط نامساعد جنگی بهشدت آرامش روان ساکنان شهری را تهدید میکند. بحران روانی جنگ، اثرات مخرب و گستردهای بر جوامع بهویژه ساکنان مناطق شهری دارد. مراکز شهری بهدلیل تراکم جمعیت، زیرساختهای موجود و ظرفیت دسترسی به خدمات، نقش حیاتی در کاهش این بحران ایفا میکنند. در شرایط جنگ، شهرها میتوانند به پناهگاهی برای افراد آسیبدیده تبدیل شوند، اما این امر مستلزم برنامهریزی و اقداماتی است که بهطور ویژه به نیازهای روانی ساکنان پاسخ دهند. ایجاد فضاهای امن و آرامشبخش، ارائه خدمات بهداشت روان، تقویت شبکههای اجتماعی و حمایت، همچنین اطلاعرسانی و آموزش ازجمله مهمترین اقداماتی هستند که مراکز شهری میتوانند برای کاهش بحران روانی جنگ انجام دهند.
در این راستا، ایجاد و حفظ فضاهای سبز و طبیعی در شهرها اهمیت ویژهای دارد. تحقیقات نشان دادهاند که دسترسی به پارکها و فضاهای باز، استرس و اضطراب را کاهش و حس آرامش را افزایش میدهد. در شرایط جنگ، این فضاها میتوانند بهعنوان پناهگاههایی برای رهایی از تنش و نگرانی عمل کنند. علاوهبر این، طراحی شهری باید بهگونهای باشد که نیازهای روانی افراد در شرایط بحران را در نظر بگیرد؛ ایجاد مسیرهای امن، روشنایی مناسب و فضاهای باز برای تجمع و ارتباط از جمله این موارد هستند.
ارائه خدمات بهداشت روان نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. افزایش دسترسی به خدمات مشاوره و رواندرمانی، برگزاری کارگاهها و گروههای حمایتی و استفاده از فناوری برای ارائه خدمات از راه دور، میتواند به افراد آسیبدیده کمک کند تا با چالشهای روانی خود مقابله کنند. گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۲۲ بر اهمیت افزایش سرمایهگذاری در خدمات بهداشت روان در شرایط بحران تاکید کرده است و این نشاندهنده ضرورت توجه ویژه به این موضوع است.

از سوی دیگر، تقویت شبکههای اجتماعی و حمایتی، نقش مهمی در کاهش بحران روانی جنگ ایفا میکند. حمایت از سازمانهای مردمنهاد، ایجاد فرصتهای تعامل اجتماعی از طریق برگزاری رویدادهای فرهنگی، هنری و تقویت نقش خانواده و دوستان میتواند به افراد کمک کند تا حس تعلق به جامعه را تقویت و از انزوا و تنهایی دوری کنند.
اطلاعرسانی و آموزش نیز از جمله اقداماتی هستند که مراکز شهری میتوانند برای کاهش بحران روانی جنگ انجام دهند. ارائه اطلاعات دقیق و بهروز در مورد وضعیت جنگ، خطرات احتمالی و نحوه مقابله با آنها، آموزش مهارتهای مقابله با استرس و تروما و مقابله با اطلاعات نادرست و شایعات میتواند به کاهش ترس و اضطراب ناشی از نبود قطعیت کمک کند.
بررسی نمونههای خارجی نیز نشان میدهد که مراکز شهری میتوانند با بهکارگیری رویکردهای خلاقانه و نوآورانه به کاهش بحران روانی جنگ کمک کنند. برای مثال، پس از آغاز درگیریهای روسیه و اوکراین، شهرداری کییف با ایجاد فضاهای امن، ارائه خدمات مشاوره رایگان و برگزاری رویدادهای فرهنگی، تلاش کرد تا به کاهش بحران روانی ساکنان شهر کمک کند.
در لبنان نیز پس از انفجار سال ۲۰۲۰، سازمانهای مردمنهاد و دولت با همکاری یکدیگر، برنامههای حمایتی و روانی گستردهای را برای افراد آسیبدیده اجرا کردند. منطقه کلانشهری ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی نیز با استفاده از رویکرد «شهرستانهای تابآور» تلاش کرده است تا با تقویت شبکههای اجتماعی، ارائه خدمات بهداشت روان و ایجاد فضاهای امن، تابآوری جوامع محلی را در برابر بحرانهای مختلف افزایش دهد.
در حالت کلی کاهش بحران روانی جنگ در مراکز شهری نیازمند یک رویکرد جامع و هماهنگ است که شامل ایجاد فضاهای امن، ارائه خدمات بهداشت روان، تقویت شبکههای اجتماعی و حمایتی، همچنین اطلاعرسانی و آموزش میشود. این امر مستلزم همکاری بین دولت، سازمانهای مردمنهاد، متخصصان بهداشت روان و جامعه محلی است تا با هم برای ایجاد یک محیط شهری سالم و تابآور تلاش کنند.

در این میان چنانچه شهروندان در رویارویی با بحرانهای جنگی دچار شوک شوند، انجام اقداماتی سریع ضرورت دارد. شوکه شدن واکنشی طبیعی در بعضی افراد در برابر بحرانهایی همچون حملات جنگی است که طی آن بدن و ذهن فرد توانایی پردازش شرایط در لحظه را از دست میدهد و امکان نشان دادن هیچگونه واکنشی را ندارد که موقعیتی اورژانسی محسوب میشود و نیازمند اقدام فوری است. علائم فیزیکی این شوک شامل سرد شدن دستها و پاها، پریدن رنگ صورت، لرزش بدنی، تنفس نامنظم، ضربان قلب بالا، حالت تهوع و حتی سرگیجه میشود و واکنشهای رفتاری شامل گیجومنگ بودن فرد، ناتوانی در پاسخگویی به سوالات، احساس سردرگمی، رویارویی با خندهها یا گریههای عصبی، خیره شدن به یک نقطه و مواردی از این قبیل است.
چنین شرایطی در رویارویی با موارد وقوع بحران همچون تصادف و شرایط جنگی از جمله انفجار، تیراندازی، حملات هوایی و هرگونه شرایط مخاطرهآمیز شوکهکننده رخ میدهد. در این صورت رفتارهایی همچون سعی در خوراندن آب، تکان دادن ناگهانی بدن یا سیلی زدن، حتی بهکار بردن جملات سرزنشکننده میتواند شرایط را بدتر کند. لازم است ابتدا فرد را از موقعیت خطر و شرایط مسبب این حالت دور و به مکانی امن منتقل کرد، در کنار او قرار گرفت و حضوری امن را برایش فراهم کرد، همچنین با جملات محکم وکوتاه به فرد شوکهشده اطمینان داد که تنها نیست تا زمانی که حالش بهتر شود. این حضور آرام بسیار تاثیرگذار است. در این میان سعی در قانع کردن به فرد به عادی بودن همهچیز یا سوق دادن او به آرام و قوی بودن یا کنار آمدن با اوضاع بههیچوجه توصیه نمیشود. چنانچه فرد شوکهشده دچار لرز بدنی باشد، لازم است او را پوشاند و با تمرینات تنفسی آرامکننده شامل گرفتن هوا از بینی و بیرون دادن آن از دهان از علائمش کاست.

پس از آن با پرسیدن سوالات کوتاه درباره زمان حضور فرد در مکان شوکهکننده، همراهان او، دلیل حضورش و مواردی از این قبیل وی را در زمان حال قرار داد و به مرور از شوک خارج کرد. حتی پرسیدن سوال از فرد درباره ترتیب اتفاقی که رخداده و احساسی که در آن زمان تجربه میکند نیز میتواند ذهن را منظم و به پردازش شرایط کمک کند. در این زمان بهترین کار این است که به او انتخابهای ساده بین دو اقدام (برای مثال تماس با آشنایان یا رفتن به محل امنتر) نیز داده شود و اگر فرد واکنشی نشان نداد، با برقراری تماس فیزیکی و تقاضا برای فشار دادن دست سعی در برگرداندن وی به زمان حال کرد و با تایید احساسش او را به آرامش سوق داد. چنانچه حالتهای گیجی، مشکلات تنفسی، استفراغ یا واکنش ندادن به صداهای اطراف لازم است خیلی سریع با اورژانس تماس گرفت، بهویژه در مواردی که فرد در نزدیکی موج انفجار قرار داشته و ممکن است دچار آسیب اندامهای داخلی باشد. در این زمان لازم است فرد را به حالت درازکش نگه داشت و تنفس وی را زیرنظر گرفت، بدنش را برای خونریزی بررسی کرد و در صورتی که بیهوش شد به پهلو چرخاند و منتظر ماند. در صورت بروز خونریزی نیز باید مستقیم روی زخم فشار آورد و منتظر نیروهای امدادی ماند.
آرامسازی کودکان نیز شیوههای خود را دارد، اما در آغوش گرفتن و ایجاد احساس امنیت برای آنها در کنار خواندن لالایی و اشعار آرامشبخش بدون شک چارهساز است. در این مواقع میتوان در قالب بازی از آنها خواست نفس بکشند و به فعالیتهای ساده بپردازد، برای مثال به اطراف توجه کنند و اشیا را نام ببرند، از شمارش اعداد استفاده کنند، کلمات راحت را هجی کنند، نقاشی بکشند و بین دو فعالیت انتخاب کنند. به این ترتیب مغز وی فعال و از وحشت دور میشود. کودک را نباید مجبور به بازتعریف تجربیات سخت خود کرد و تنها باید به او اطمینان داد که تنها نیست و در کنار حریم امن اطرافیان قرار دارد، همچنین نباید او را قضاوت و سرزنش کرد و تنها لازم است با همدلی نسبت به او درک متقابل نشان داد.

نظر شما