به گزارش خبرگزاری ایمنا از البرز، در سرمای سوزان و زیر آسمان خاکستری، خیابانهای البرز به صحنه حماسهای تبدیل شد که نفس تاریخ را در سینه حبس کرد. مردم این خطه، نه برای ساعتی، که برای بیست و چهار ساعت تمام، با رگهای گشوده و مشتهای فولادین، ندای بیعت خود را با سومین رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (مدظلهالعالی)، در گوش جهان طنینانداز کردند. اینجا، چهارراه نبوت کرج، دیگر تنها یک تقاطع نبود؛ محراب عشقی شد که در آن، پرچمهای سبز «یا مهدی» و تصاویر رهبر شهید، چونان برگهای دعا در دستان ملتی به اهتزاز درآمد که با هر فریاد، ریشههای درخت انقلاب را آبیاری میکردند.
ساعتها میگذشت، اما آتش در چشمان مردان و زنان البرزی نه تنها خاموش نمیشد، که با هر سرود حماسی و هر شعار آتشین، شعلهورتر میگشت. آنان، با چهرههایی مصمم و دلی مالامال از عشق، بر یخبندان دشمن و سوز سرما خط بطلان کشیدند. فریادهای «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» از اعماق جان برمیخاست و دیوارهای شهر را میلرزاند. شعارهای «حیدر، حیدر» و «حسین، حسین، شعار ماست، شهادت افتخار ماست»، یادآور همان عهد جاودانی بود که در کربلا بسته شد و امروز در کرج تجدید میگردید.
مردم، با شنیدن نام «سید مجتبی»، گویی موجی از امید و جوانی در رگهای جامعه جاری شد. آنان او را «موسی جوان بیعصا» و «ناخدای کشتی عشق» خواندند و با فریادهای «ابوالفضل علمدار، خامنهای را نگهدار»، پشتیبانی خود را از این مسیر نوین اعلام کردند. همآوازی آنان با سرودهای حماسی مانند «ای ایران»، نویدبخش صفهایی بود که تا پای جان برای حراست از وطن ایستادهاند.
این اجتماع، تنها یک گردهمایی نبود؛ تجدید میثاقی تاریخی بود. میثاقی با خون شهدا، با آرمانهای امام راحل، و با مسیری که خمینی کبیر ترسیم کرد. البرزیها، با مشتهای گره کرده و قدمهای رزمنده، به جهانیان نشان دادند که حلقهی ولایت، حلقهای است که با جانهایشان گره خورده و تا رسیدن به موعود عدالت، حضرت مهدی (عج)، این راه را با سرود و شهادت ادامه خواهند داد. شب که فرومیرسید، نور چشمان آنان، خود خورشیدی بود که تاریکیها را میزدود و نوید فردایی را میداد که در سایهی رهبری جوان و انقلابی، گام دوم انقلاب با قدرت و سروری هرچه تمامتر برداشته خواهد شد.
نظر شما