به گزارش خبرگزاری ایمنا از البرز، هوا هنوز هم بوی همان اسفند را میدهد، اما این بار، کمی گوگردِ آتش توپخانهها و دودِ مقاومت، چاشنی آن شده است.
امروز پانزدهم اسفند روز درختکاری است، روزی که نفسهای زمین باید با کاشت نهالی تازه عمیقتر شود، در حالی که سینه ملت از زخم خشم و غم، به تنگی افتاده است.
تنها هفت روز است، هفت روز از شهادت رهبری که سالها سایهبان این ملت بود، هفت روزی که کشور، بیوقفه و با تمام قوا، در میدان نبرد با رژیم صهیونیستی، به خونخواهی او و همه شهدا ایستاده است، در این روزها ما نه تنها رهبرمان بلکه بسیاری از دلاورمردان و دلاورزنان را نیز در امواج حملات ددمنشانهی دشمن از دست دادیم و خاکاین بار نه تنها با آب بلکه با خونِ شهیدان آبیاری شده است.
در چنین روزی، چگونه میتوان از درخت و شکوفه سخن گفت؟ پاسخ، در خودِ عمل «کاشت» نهفته است، امروز درختکاری، یک «تمرین بزرگ جمعی» است، تمرین استوار بودن و استقامت.
وقتی نهالی را در خاک میکاری، به آن میآموزی که در برابر باد و طوفان خم نشود و این روزها هر یک از ما، نهالی هستیم در طوفان حوادث.
کاشت درخت، یادآور این پیمان با خود است که باید همچون سرو ایستاد و این تمرین ریشهدواندن است، ریشه در خاکی به نام «اصالت» به نام «میهن»، به نام «عشق به این سرزمین».
هر نهال، یک داستان است؛ داستان پیوندی ناگسستنی با زادگاه، با کوهها، با رودها، با تاریخ این خاک و این کار، عشقورزیدن عملی به میهن است؛ نوازش کردن خاک با دستان خود.
اما این تمرین فردی نیست، این تمرین «اتحاد» است. همانگونه که یک جنگل از به هم پیوستن هزاران درخت پدید میآید، سد مقاومت ایران نیز از به هم پیوستن دستهای میلیونها ایرانی بنا شده است و وقتی مردم در پارکها، حاشیهی شهرها و روستاها، کنار هم نهال میکارند، در حال تمرین همان همدلی و همراهیای هستند که امروز در جبهههای نبرد به آن نیاز داریم.
آنها برای ساختن «کشوری بهتر» دور هم جمع میشوند، کشوری که در آن امنیت، سبزی و آبادانی، حاصل دسترنج جمعی باشد.

رهبر شهیدمان، سال گذشته بر جدی گرفتن «نهضت ملی درختکاری» تأکید کردند و جلوگیری از قطع درختان و تخریب جنگلها را وصیت زیستمحیطی خود قرار دادند. امروز، این فرمان، معنایی ژرفتر پیدا کرده است، حفاظت از هر درخت، یعنی حفاظت از یک وجب از خاک این میهن. یعنی اجازه ندهیم دشمن، حتی در خیال خود، طمع به داراییهای طبیعی ما داشته باشد و کاشت هر نهال، یعنی گسترش مرزهای سبز ایران، یعنی نشان دادن عزم ملتی که میخواهد بر گسترهی خاکش، زندگی و امید بپروراند، نه ویرانی و ترس.
امروز مادری که فرزندش را در این روزهای جنگ از دست داده است، با دستانی لرزان اما پراز عشق، نهالی به نام او میکارد. این نهال، هم یادگار است، هم سلاح؛ سلاحی برای جنگیدن با یأس.
جوان سربازی که مرخصی آمده است، در حیاط خانه نهال میکارد؛ گویا میخواهد ریشهاش را پیش از بازگشت به خط مقدم، محکمتر کند. پیرمردی که تمام عمرش را در این خاک گذرانده است، با نگاهی از سر مالکیت و عشق، نهال کهنسالی میکارد برای نوههایی که باید در کشوری آزاد و آباد زندگی کنند.
حالا با طلوع خورشید، ایران یک صحنه نبرد دیگر را آغاز میکند، نبردی که سلاحش، بیل و نهال است و میدانش، از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب این سرزمین.
هر شهروند، یک سرباز این جبهه سبز است و دست در دست هم، نهال امید را در خاکی میکاریم که به خون شهیدانش رنگین شده است؛ ما با این کار، به جهانیان فریاد میزنیم که ملت ایران، حتی در گیرودار جنگ، به آینده میاندیشد و برای آبادانی میکوشد.
ما در کنار هم، برای داشتن کشوری آباد و آزاد، مقاوم و قوی، دست به دست هم دادهایم و با هر نهال، مرزهای سبز میهن را گسترش میدهیم و با حفاظت از هر جنگل، سنگرهای طبیعی خود را مستحکمتر میکنیم.
اجازه نمیدهیم یک وجب از خاک پاک ایران، دستخوش تغییر و تخریب شود؛ نه توسط دستان بیگانه و نه توسط غفلت خودی. خاک ایران، مقدس است هم برای کاشتن بذر زندگی و هم برای آرمیدن شهیدان و ما وارثان این خاک، پاسداران این میراث سبز و سرخ خواهیم بود.
روز درختکاری امسال، فقط کاشت درخت نیست. این روز، «تجدید میثاق» است. میثاق با خون شهدا، با آرمانهای رهبر شهید و با آیندهای که باید سبزتر، استوارتر و سربلندتر از همیشه باشد.
این نهالها، روزی جنگلی خواهند شد؛ جنگلی انبوه که سایهاش بر سر نسلهای بعدی خواهد افتاد و داستان مقاومت و زندگیجویی ملتی را که در سختترین روزها نیز دست از امید و آبادانی برنداشت، برایشان روایت خواهد کرد.
ایران، همیشه سبز و همیشه پایدار خواهد ماند.
نظر شما