مطهرنیا

دونالد ترامپ که بعد از خروج از برجام اعلام کرد به دنبال اعمال سخت ترین تحریمها بر علیه جمهوری اسلامی ایران است با تروریستی معرفی کردن سپاه پاسداران نشان داد که استراتژی جدیدی را در قبال ایران دنبال می کند.

به گزارش خبرنگار ایمنا، رییس جمهور ایالات متحده آمریکا که از زمان آغاز به کار هر روز با بهانه ای به دنبال جنجال آفرینی برای ایران است، در آخرین تصمیم خود، سپاه پاسداران ایران را در لیست گروههای تروریستی قرار داد؛ سیاستی که هر چند خلاف همه اصول و قوانین پذیرفته شده بین المللی است، اما در عین حال از رویکرد جدید آمریکا در قبال ایران حکایت می کند. در این رابطه گفت و گویی داشتیم با مهدی مطهرنیا، استاد دانشگاه و  تحلیلگر مسائل بین المللی و نظر وی را در مورد سیاست جدید آمریکا در قبال ایران جویا شدیم که در ادامه می خوانید:

اهداف دولت  آمریکا و ترامپ از این همه سخت گیری نسبت به ایران چیست؟

در چهار دهه گذشته اهداف و رفتار آمریکا نسبت به ایران  همواره مشخص و قابل درک بوده است؛ ایالات متحده آمریکا در چهارچوب استراتژی بزرگ خود برای دستیابی به هژمونی بین المللی و اریکه قدرت جهانی در قرن بیست و یکم میلادی، در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی در ایران با انقلابی روبرو شد که با همه فراز و نشیب ها و سختهایی که در پیش داشت؛ توانست جلوی زیاده خواهی آمریکا را بگیرد و از این جهت اصطکاک میان ایران و آمریکا به یک چالش عظیم تبدیل شد.

 ایران در فرصتهای چالش برانگیزی که در برابر آمریکا داشت، توانست در جنبه های گوناگون ایدئولوژیک و تبلیغاتی برای ایالت متحده آمریکا موانعی ایجاد کند، اما آمریکا تا سال ۱۳۹۷ میلادی از این چالش ها به عنوان فرصت استفاده کرده است. آمریکایی ها در منطقه خاورمیانه قبل از انقلاب اسلامی پایگاهی ایدهئولوژیک داشتند و اکنون هم در اطراف ایران چندین پایگاه مستقر ساخته و آنها را هدایت می کنند و در کل منطقه نه تنها حضور دارند، بلکه ظهور آشکار آنها در مناطق گوناگون جغرافیایی در منطقه قابل مشاهده است.

آمریکایی ها قبل از ماجراهای اخیر در دکترین نظامی خود دو نظر و تز داشتند؛ «تهدید به حمله نظامی» و «انجام حمله نظامی»، اما در سالهای اخیر شاهد ورود یک رکن دیگر در ارکان منطق نظامی ایالت متحده آمریکا بوده ایم که آن هم «نمایش حمله نظامی» است.ایران مدعی است که در حال حاضر آمریکا برای یک منازعه احتمالی با ایران در منطقه حضور دارد و آمریکا از این جهت هم خطرپذیر شده است؛ درحالی که در شرایط کنونی ایران و مرزهای کشور بیشتر در دسترس آمریکایی ها قرار گرفته است. در نتیجه حضور آمریکا در منطقه می تواند مخاطراتی برای تهران به همراه داشته باشد.

 بنابراین درحال حاضر آمریکا با تثبیت پایگاه های نظامی خود در منطقه حضور خود را نزدافکار عمومی، نخبگان و توده ها محکم و منسجم کرده تا دیگر ایران برای آمریکا یک چالش غیر قابل دسترس نباشد، تلاش آمریکا این است که  ایران را به موضع دشمن تغییر دهد تا بتواند در برخورد با ایران به طور سهمگین وارد عمل شود. رویکرد آمریکا در دوران ترامپ و پیش از ترامپ  محدود کردن همکاریهای بین المللی با ایران و محاصره کشورمان بود، اما اکنون ترامپ و دستگاه دیپلماسی وی تلاش دارد که ایران چالش برانگیز را به ایران دشمن تبدیل کند تا به راحتی بتواند برخوردهای معنادار و مشروعیت پذیر را در رابطه با ایران انجام دهد.

 آمریکا با چه اهدافی دشمنی با ایران را دنبال می کند؟

باید خاطر نشان کرد از منظر بین المللی دو رقیب ایالت متحده آمریکا در  نظم آینده جهانی اروپای متحد و چین هستند؛ اگرچه مسائل ژئواستراتژیک  بعد از مسائل ژئواکونومیک  مورد توجه است، اما این مسائل هنوز هم جایگاه ویژه به هم چسبیده ای در منطق قدرتمندان داشته و ایران هم از کدهای ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک فراوانی برخودار است.

من فلات ایران را «نوهارتلند» نامیده‌ام که در مجموعه «هارتلندبزرگ» از اهمیت بسیار اساسی و بالایی برخودار است؛ به این جهت هم تسلط بر این منطقه همواره مورد توجه قدرت های بزرگ بین المللی در اعصار و سده های مختلف بوده است؛ در جنگ جهانی اول، دوم و حتی در جنگ سرد می توان به گونه ای ایران را پل پیروزی متفقین برعلیه متحدین دانست؛ بنابراین تسلط و چیرگی بر این منطقه و همکاری تنگاتنگ با ایران می تواند زمینه را برای ایجاد فضای مناسب برای رقابت فراهم کند.

آمریکا اصولا دولت  ایران را فاقد جایگاه تصمیم گیری و اثرگذاری در معادلات گوناگون در عرصه سیاست داخلی و خارجی می داند؛ بر اساس این رویکرد سپاه پاسداران ایران را به عنوان ستون فقرات نظام و جمهوری اسلامی دانسته و تلاش دارد تا با محدود سازی حرکت سپاه ضربه اصلی را به ساختار حکومتی در ایران وارد کند.آمریکا به این منطقه یعنی فلات ایران به ویژه کشور ایران به عنوان پایگاه اصلی حرکت خود در نظریه ای که آن را نظریه "هارتلندبزرگ" مطرح  کرده ام می نگرد؛ بنابراین تلاش می کند ایران را در اولویت استراتژیک خود قرار دهد تا بتواند اولویت مهم دیگر خود یعنی رقابت با چین را به خوبی رهبری و مدیریت کند و بر تبت و آنچه که «هارتلند علیا»  نامیده ام مسلط و چیره شود. بنابراین ایران جایگاه بسیار مهمی را در مجموعه بازیهای منطقه ای و بین المللی  برای  آمریکا ایفا می کند.

از سوی دیگر باید پذیرفت که ایالت متحده آمریکا در برابر انقلابی قرار گرفته است که در ۴۰ سال گذشته همواره ایالت متحده آمریکا را مورد اتهام قرار داده و در نهایت شعار «مرگ برآمریکا» در ایران به عنوان شعار کلیدی از سوی حکومت به گونه ای مورد طراحی قرار گرفته است که اکنون جزء ماهیت و هویت انقلاب اسلامی شناخته می شود. بنابراین  آمریکا به عنوان ابرقدرت به جا مانده بعد از عبور از سطح چالش و استفاده از چالش‌ها و فرصت های موجود با ایران؛ همچنین در گذار از نظم کهن جهانی به نظم نوین جهانی می کوشد فشارهای بسیار بالایی را بر ایران وارد کند تا ابهت زیرسوال رفته آمریکا در برابر ایران را جبران کند.

به نظر شما دلیل تروریستی دانستن سپاه پاسداران از سوی آمریکا در موقعیت کنونی چیست؟

معرفی کردن سپاه به عنوان گروه تروریستی خارج از قواعد و مقررات حقوق بین الملل است، در قانون اساسی ایران سپاه پاسدران انقلاب اسلامی به عنوان تشکلی نظامی مندرج شده است، بنابراین از نظر حقوقی جای بسی تردید و شبهه در مورد عملکرد ترامپ در این زمینه وجود دارد، اما آنچه واقعیت امر را نشان می دهد این است که در نظام بین الملل مسائل مربوط به حقوق بین الملل چندان رعایت نمی شود و ضمانت اجرایی هم برای آن وجود ندارد. مشخص است که عملکرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فعالیتهای آن در چند دهه اخیر زیر ذره بین آمریکا و گروه اقدام مشترک وزارت خانه های مختلف این کشور قرار گرفته است.

تحولات اخیر در آمریکا و نوع برخوردی که با ایران از سوی واشنگتن انجام شده «حمله نظامی ممکن» را به «حمله نظامی محتمل» تبدیل کرده، اما این نکته هم باید مورد نظر باشد که هر عمل محتملی ضرورتا انجام نمی شود. برایان هوک سخنگوی وزراتخانه امورخارجه آمریکا در تحلیلی از تشکیل یک گروه و یا سازمان مستقل جهت ایجاد محدودیت برای ایران در آمریکا خبر داده و اعلام کرده است که آمریکا تلاش می کند اطلاعات دقیق تری از داخل ایران، از راههای گوناگون به دست بیاورد؛ بر این اساس آمریکا براساس اطلاعات کسب شده در دهه های گذشته به ویژه دهه اخیر، به این جمع بندی رسیده است که دولت در ایران یعنی قوه مجریه، روسای جمهور گوناگون و وزرای مختلف چندان در امور سیاسی کشور دخالت ندارند و تصمیم گیرندگان نهایی نیستند. به همین دلیل است که برایان هوک در پاسخ به سوال خبرنگاران در ارتباط با توییت ها و موضع گیری‌های دکتر ظریف در وزارت امور خارجه گفت که«سخن سیاست خارجی ایران را باید از زبان سردار سلیمانی شنید.»

وقتی که برایان هوک چنین جملاتی را بیان می کند، یعنی آمریکا اصولا دولت ایران را فاقد جایگاه تصمیم گیری و اثرگذاری در معادلات گوناگون در عرصه سیاست داخلی و خارجی می داند؛ بر اساس این رویکرد آمریکا، سپاه پاسداران ایران را به عنوان ستون فقرات نظام و جمهوری اسلامی دانسته و تلاش دارد تا با محدود سازی حرکت سپاه ضربه اصلی را به ساختار حکومتی در ایران وارد کند.
 
با توجه به تحلیل شما آیا امکان اینکه ایران و آمریکا وارد جنگ تمام عیار شوند وجود دارد؟

در رابطه با اینکه آیا امکان بروز یک جنگ تمام عیار بین ایران و آمریکا وجود دارد یا خیر باید گفت درحال حاضر هم، جنگ بین ایران و ایالت متحده آمریکا و جنگ میان دولت های گوناگون برای طراحی نظم آینده جهان در قالبی که من آن را «جنگ پنهان» می نامم، وجود دارد.

به هرحال رقابت شدید میان واشنگتن و پکن و واشنگتن و پایتخت های کشورهای اروپایی برای شکل دادن و محتوا بخشیدن به آینده جهان را می توان دید، اما آنچه که قابل توجه است تجارب جنگ های جهانی پیش از این به ویژه جنگ جهانی اول و دوم و تاحدودی جنگ سوم یعنی جنگ سرد است که به حکام درگیر در این جنگ ها نشان داده که بهتر است رویارویی مستقیمی وجود نداشته باشد.

بنابراین جنگ را به حوزه‌ها و لایحه های پنهان رقابت در مناطق جغرافیایی گوناگون با استفاده از کنشگران و بازیگران متفاوت دسته چندم منتقل کرده اند. ایران نیز در این مورد باید بداند که آمریکایی‌ها به راحتی وارد جنگ نخواهند شد، اما اینکه تصور کنیم از جنگ، منازعه و اعمال فشار نظامی علیه ایران کاملاً دور می مانند نیز امری خطاست؛ چرا که آمریکایی ها اگر از مسیرهای دیگر نتوانند به اهداف خود دست یابند در آخرین مرحله و در یک وضیعت بغرنج ممکن است وارد یک جنگ محدود برعلیه جمهوری اسلامی شوند. این نکته را نباید فراموش کرد که ایالت متحده آمریکا در جنگ پنهان کنونی، هزینه های جنگ سخت و نه حتی هزینه های جنگ نرم را پرداخت نخواهد کرد، بلکه تلاش می کند هزینه این جنگها را بر عهده دیگر دولت ها و کشورهایی بگذارد که خواهان حمایت آمریکا در برابر قدرت ایران در منطقه هستند؛ یعنی ریاض وتل آویو.

ایالت متحده آمریکا از روش رادیواکتیویزه  کردن سپاه استفاده خواهد کرد؛ به این معنا که هر کشور، سازمان و نهاد دولتی، حتی خود دولت ایران اگر با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رابطه و مراوده ای داشته باشد، از نظر آمریکا دچار آلودگی رادیواکتیویته و محدودیتهای ناشی از این ارتباط  خواهد شد.بنابراین ممکن است این جنگ به یک جنگ نیابتی تبدیل شود و از طرفی نباید فراموش کرد آمریکایی ها قبل از ماجراهای اخیر و تحولات گوناگون خاورمیانه در دکترین نظامی خود دو نظر و تز داشتند؛ «تهدید به حمله نظامی» و «انجام حمله نظامی»، اما در سالهای اخیر با آمدن ترامپ و حتی قبل از ترامپ در سال آخر حضور اوباما در کاخ سفید، شاهد ورود یک رکن دیگر در ارکان منطق نظامی ایالت متحده آمریکا بوده ایم که آن هم «نمایش حمله نظامی» است. آمریکا در سوریه این نمایش حمله نظامی را انجام داد و با دوبار حمله محدود به نیروگاه های این کشور، پرتاب موشک و بمباران های گوناگون با اهداف مشخص قدرت نظامی خود را به رخ کشید تا بتواند به اهداف تعریف شده خود دست یابد.

بنابراین  بعید نیست چنانکه وضعیت بغرنجی پیش بیاید «نمایش حمله نظامی» برعلیه ایران به وقوع بپیوندد، احتمال این مسأله وجود دارد. تحولات اخیر در آمریکا و نوع برخوردی که با ایران از سوی واشنگتن انجام شده «حمله نظامی ممکن» را به «حمله نظامی محتمل» تبدیل کرده، اما این نکته هم باید مورد نظر باشد که هر عمل محتملی ضرورتا انجام نمی شود.

ایران و سپاه برای جلوگیری از تنش با آمریکا باید چه رویکردی را پیش بگیرند؟

ایران در یک کنش متقابل نیروهای آمریکایی در منطقه (سنت کام) را به عنوان گروه های تروریستی اعلام کرد. بنابراین گفتمانهای چالش برانگیز بین ایران و  آمریکا پس از تروریست خواندن سپاه به طور رسمی شروع خواهد شد. ایالت متحده آمریکا از روش رادیواکتیویزه  کردن سپاه استفاده خواهد کرد؛ به این معنا که هر کشور، سازمان و نهاد دولتی که با سپاه ایران همکاری داشته باشد حتی خود دولت ایران اگر با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رابطه و مراوده ای داشته باشد، از نظر آمریکا دچار آلودگی رادیواکتیویته و محدودیتهای ناشی از این ارتباط خواهد شد. بدین ترتیب تحریم ها و مجازات های مرتبط با همکاری با گروه های تروریستی متوجه کسانی خواهد شد که به این منبع رادیواکتیویته دست بزنند و باید فشارهای بسیار بالا با پیامدهای بسیار سریعی را  در این زمینه تحمل کنند.

در وضعیت کنونی اگر ایران FATF را نپذیرد زمینه همگرایی اروپا و آمریکا علیه ایران را فراهم  می کند و باعث تضعیف همکاری های مسکو و پکن با تهران می شود. از سوی دیگر اگر FATF و چهارچوب شفاف سازی مالی را بپذیرد، دور زدن تحریم ها برایش مشکل تر خواهد بود، بنابراین آمریکا ایران را وارد وضعیت کیش و مات کرده است. اگرچه دولت های گوناگون اعلام کرده اند آنچه که ترامپ انجام داده غیر قانونی و خارج از محدوده عرف بین المللی است؛ اما در عمل باید هزینه های همکاری با تهران و سپاه پاسداران را بپذیرند و مشخص نیست تا چه زمانی حاضر می شوند در مقابل فشارهای این کشور ایستادگی کنند. از طرف دیگر ایران هم نیروهای آمریکایی در منطقه را تروریست خوانده است، اما باتوجه به تعداد روزافزون پایگاههای آمریکا درمنطقه آیا ایران حاضر خواهد بود برای ایجاد یک فضای ضدآمریکایی براساس منطق جواب متقابل؛ وارد یک نبرد آشکار با نیروهای آمریکایی در منطقه شود؟ یا تهدید های خود را از جمله در زمینه بستن تنگه هرمز عملیاتی کند؟ به وجود آمدن تنش وجنگ بستگی به نوع رفتارها و کنش های دوطرف در قبال هم در وزن کشی قدرت دارد.

با توجه به این شرایط و قرارگرفتن سپاه در لیست تروریستی آمریکا چقدر می توان به تصویب معاهده  FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام امیدوار بود؟

درحال حاضر ایران در یک وضعیت لرزان قرار گرفته است و در عرصه سیاست داخلی نیز بابحران های گوناگونی دست به گریبان است؛ سیل اخیر فشارهای جانبی بیشتری بر تهران و دولت برای مجاب کردن شهروندان خود در استان های سیل زده به وجود آورده است، کاهش صدور نفت می تواند کسری بودجه عظیمی را به دولت در سال ۱۳۹۸ تحمیل کرده و باعث میزان بیکاری و افزایش سطح تورم شود.

این در حالی است که ایران در برابر کشورهای باقی مانده در برجام مدعی است؛ دکترظریف به عنوان وزیرامور خارجه ایران با گله از اروپایی ها اعلام کرده که  اروپایی ها همکاریهای خود را با ایران شفاف و مشخص نکرده و سرعت نبخشیده اند واگر به کمک ایران نشتابند ایران به سمت  یک فضای معنادار در جهت همکاری با کشورهای منطقه روی خواهد آورد.

البته هر چند ایران در مقطع کنونی با بسیاری از کشورها و پایتخت های منطقه رابطه خوبی برقرار کرده است، اما به هر حال این کشورها هم اکنون تحت فشار  آمریکا هستند و جز در عرصه بیان مواضع و سخن نمی توانند ارتباط تنگاتنگی  با ایران داشته باشند و باید گفت در این وضعیت تا حدود زیادی پاسخ پرسش ما مشخص است. در عرصه منطقه ای ایران تحت فشار عربستان و اسراییل و تلاش ایالات متحده آمریکا برای رهبری و شکل دادن به ناتوی عربی برضد تهران است، در صحنه بین المللی نیز شاهد سهمگین ترین عملیات آمریکا پس از انقلاب اسلامی برضد جمهوری اسلامی ایران هستیم.

در جریان این وضعیت ایران می تواند FATF را نپذیرد و با نپذیرفتن آن زمینه همگرایی اروپا و آمریکا علیه ایران را فراهم کند و باعث تضعیف همکاری های مسکو و پکن با تهران شود. از سوی دیگر اگر ایران FATF و چهارچوب شفاف سازی مالی را بپذیرد، دور زدن تحریم ها برایش مشکل تر خواهد بود، بنابراین آمریکا سعی دارد باتوجه به این مسائل جمهوری اسلامی ایران را وارد وضعیت کیش و مات کنند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =