خطشه

وقتی بچه‌بودیم و استرسی می‌شدیم (مثلاً قبل از هر امتحان) بیست بار به دستشویی می‌رفتیم. حالا در موقعیت‌های استرس زا فقط به مسئولان فحش می‌دهیم. بهتر است هنگام‌ وقوع سیل به همان دستشویی برویم!

به گزارش ایمنا، مقداری کمک‌نقدی، آذوقه، روبالشی، دمپایی ابری، خرطومی، شمعک گاز، آچاردوپَخ و... به مناطق آسیب دیده بفرستید تا وجدانتان آسوده شود و سیل زده‌ها ‌را به کانکس‌ها و خاطره‌ها بسپارید.

 از جنبه‌های مثبتی به قضیه‌نگاه‌کنید که خود سیل هم اشکش دربیاید. مثلاً بگویید: حالا بد هم نشد، آب دار و خوشمزه شدیم. یا مثلاً؛ صنعت سفال سازی بخاطر گل‌های باقی رونق پیدا می‌کند. یا؛ اصلاً خوب شد بناهایی که محکمم‌نبودند، سیل که آمد ضایع شدند. یا؛ ما هی شکست می‌خوریم و هی مقدمه پیروزی می‌شویم و...

کلمه‌ "سیل" ‌را در دیوان شاعران جستجو کنیم و در صفحات شبکه‌های اجتماعی‌مان بگذاریم. باقی ۲۴ ساعت شبانه روز را به تحقیق و ‌تفحص درباره علت پشت پرده‌ سیل بپردازیم همچنین ‌به اینکه بالاخره تقصیر کدام مدیر بود؟ چرا کل قضیه، توطئه و ‌بازی رسانه‌ای بود و چرا اصلاً آق قلا وجود خارجی ندارد، فقط یکی از بیابان‌های خشک و بی آب و علف شمال کشور است.

شماره بیست و چهارم خطشه را اینجا بخوانید.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 13 =