• ۲۴ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۴:۰۴
  • کد خبر: 370432
نمایشنامه خوانی

وقتی قرار است نبینید پس بهتر بشنوید، بهتر لمس کنید، بهتر خیال‌پردازی کنید!

به گزارش خبرنگار ایمنا، نمایشنامه خوانی “شک؛ یک تمثیل” که فاصله چندانی تا یک اجرای کامل نداشت با قرار دادن مخاطب در فضایی تاریک، تماشاگر خود را در شرایطی مشابه با نقش خوانان نابینای خود می‌گذاشت؛ جایی که تماشاگر مجبور می‌شد آنقدر حواسش را جمع کند تا کوچکترین صداها را بشنود و فراموش کند که نقش ها توسط افرادی نابینا خوانده می‌شوند. نقش خوان ها نیز در پرده های مختلفی از متن، جایگاه خود را تغییر می‌دادند و به نوعی میزانسن های متفاوت داشتند و به صورت ثابت ننشسته بودند؛ همین موجب می‌شد تماشاگر حواس خود را معطوف به تمام سالن اجرا کند و آنقدر ساکت بماند که حتی صدای حرکت انگشتان بازیگران بر روی خطوط بریل را هم بشنود.”

این نمایشنامه خوانی که از تاریخ بیست و دوم لغایت بیست و چهارم اسفند ماه در موسسه رویش اصفهان به اجرا درآمد توسط نابینایان نقش خوانی شد.
میثم کیان، کارگردان این اجرا در گفت و گو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: ایده کار با نابینایان زمانی در ذهن من شکل گرفت که چند سال پیش خودم تجربه بازی در نقش هایی را داشتم که آن شخصیت ها نابینا بودند. آنجا بود که متوجه شدم اگرچه افراد نابینا از دیدن محروم هستند اما حواس دیگر خود را باید به شدت تقویت کنند؛ مثلا این افراد خیلی خوب و با دقت گوش می‌دهند. پس از آن تجربه بود که این ایده با من همراه شد. در ابتدا قرار بود متن”مالی سویینی” را که در مورد یک شخصیت نابیناست با این افراد کار کنم اما بنا به دلایلی آن متن کنار رفت و این متن انتخاب شد که اتفاقا هیچ اشاره مستقیمی به افراد نابینا ندارد و ذهن بازیگر خودش را معطوف به محدودیتی که دارد نمی‌کند.

کیان در ادامه پیرامون معیار های انتخاب بازیگرانش گفت: مهم ترین معیاری که برای انتخاب بازیگران داشتم صدا و بیان آنها بود؛ اینکه بازیگران بتوانند بیان صحیحی داشته باشند و با توجه به اینکه خوانش دیالوگ ها از روی خطوط بریل باعث ایجاد وقفه هایی در بیان آنها می‌شود معیار دیگر انتخاب بازیگران حضور فعال در لحظه بود اینکه بازیگران بتوانند همزمان هم خطوط را بخوانند و هم حس نقش خود را حفظ کنند.

این کارگردان با بیان اینکه تمرین با این بازیگران نابینا هیچگونه تفاوتی با بازیگران دیگر نداشت افزود: هر اتود و تمرینی که من با بازیگران دیگر  داشتم به این افراد هم گفتم و آنها به خوبی از پس تمرینات بر می آمدند. حدود دو ماه با این بچه ها به صورت فشرده تمرین داشتم. یکی از بچه ها نه به طور کامل نابیناست و نه توانایی خواندن از روی خط بریل را دارد و به نوعی در یک برزخ است و او مجبور شد کل متن را حفظ کند. این بچه ها چون به شدت متکی به قوه شنیداری خود هستند بی وقفه صحبت می‌کنند و این از نکات جالب تمرین با آنها بود.

وی با بیان اینکه رویکرد و هدف اصلی در این اجرا نشان دادن قدرت های افراد نابینا و پرهیز از برانگیختن حس ترحم نسبت به آنها بود ادامه داد: بچه ها به قدری خوب با متن و نقش های خود ارتباط برقرار کردند که تماشاگر بعد از گذشت مدتی از اجرا اصلا فراموش می‌کند که آنها نابینا هستند. هدف اصلی من نیز همین بود؛ اینکه اگرچه آنها محدویت هایی دارند اما تفاوتی با یک آدم کامل ندارند و چه بسا نیازی به ترحم و دلسوزی هم ندارند. آنها نیاز به اعتماد به نفس دارند و باید در جامعه پذیرفته بشوند. همانطور که ما تلاش کردیم چه در انتخاب متن چه در اجرا هیچ توجهی به محدودیت های آنها نکنیم. این افراد هر کدام به نوعی درام زندگی خود را دارند و هر کدامشان یک قصه اند؛ چیزی که شاید زندگی عادی یک فرد سالم از آن خالی باشد.

کیان گفت: قصد دارم که با این افراد همکاری داشته باشم و برای اجرا به خارج از اصفهان و به تهران هم سفر کنیم. حفظ قالب اجرا در همین قالب نمایشنامه خوانی و نه اجرای صحنه ای، جذابیت و کشش بیشتری هم برای مخاطب و هم برای بازیگران دارد.

این کارگردان با اشاره با حمایت هایی که از طرف ارگان ها از این گروه شده، گفت: اداره ارشاد همچنان با صدور مجوز کلی برای اجراهای نمایشنامه خوانی مشکل دارد و معتقد است هر اجرا نیاز به یک مجوز دارد در حالی که بخش کتابخوانی ارشاد معتقد است خوانش صحنه ای مربوط به اجرای نمایشی نیست و با این بخش مرتبط است. من شخصا تمایل داشتم پروسه تمرین تا اجرا را فقط با حمایت موسسه رویش به سرانجام برسانم و تنها حامی ما در این مدت همین موسسه بود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 8 =