کد مطلب : 53726
در شهر ما چه می گذرد؛
مامان پول خرد داری !
خبرگزاری ایمنا: همین امروز صبح را به یاد بیاور وقتی میخواستی از خانه بیرون بیایی و حتی کفشهایت را پوشیدی اما خیلی زود برگشتی و دوباره زنگ زدی...
يکشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۵
امروز صبح
- « مامان پول خرد نداری؟ این پنجهزار تومنی منو خرد کن میخوام با تاکسی برم.» و همان هزار تومانی که قرار بود مشکلت را حل کند در تاکسی
” اگر تاکسیها دستگاه کارتخوان داشتند، این مشکل حل میشد. البته اگر خطهای ارتباطی شبکهی شتاب در همانموقعی که شما میخواستید کرایهی تاکسی را پرداخت کنید، قطع نمیشد و اگر... “
تبدیل به مشکل دیگری میشود! چون کرایهی تاکسی ۵۷۵تومان است و تو یک ۲۵تومانی و یک ۵۰ تومانی کم داری... .
تاکسی دوم را که سوار میشوی نیاز به ۲۰۰ تومانی داری و جایی دیگر صدتومانی میخواهی و هرروز باید مراقب سکههای این کیف پول باشی؛ سکههای جدید ۱۰۰، ۲۰۰ و ۵۰۰ تومانی که البته خیلی هم جذاب هستند!
خب راههای دیگری هم برای کنارآمدن هست یا شما کوتاه میآیید و بقیهی پول را نمیگیرید یا رانندهی تاکسی و مسافرکشِِِِ شخصی کوتاه میآید. میآید؟
اگر تاکسیها دستگاه کارتخوان داشتند، این مشکل حل میشد. البته اگر خطهای ارتباطی شبکهی شتاب در همانموقعی که شما میخواستید کرایهی تاکسی را پرداخت کنید، قطع نمیشد و اگر...
عصر همانروز
سوپرمارکت محلهی شما چند روزی است که به دستگاه کارتخوان مجهز شده و البته میتوانی از توفیق اجباریِ گرفتنِ آدامسِ خرسی، شکلات و یا کبریت بهجای پول خرد راحت شوی. اما
” بالاخره پول را میگیری و البته این دستگاه فقط اسکناسهای درشت میدهد و مسئول صندوق هم حسابی از این پول درشت شکایت دارد و یکبسته چسب بهعنوان بقیهی پول در کیسهی داروها میریزد “
آخر نمیشود ۱۵۰۰ تومان را با دستگاه کارتخوان بپردازی؛ بالاخره یک۲۰۰۰هزار تومانی در کیف تو پیدا میشود که! از مغازه که بیرون میآیی یک آدامس خرسی و یک بیسکویت شکلاتی در کنار بقیهی خریدهایت هست.
ظهر دیروز
از مدرسه آمدی، هنوز کیفت را روی زمین نگذاشتهای دوباره آن را برمیداری و به داروخانه میروی. مادر دفترچهی بیمه و کارت پولش را میدهد و سفارش میکند رمزش را فراموش نکنی؛ مسئول صندوق داروخانه هرچه تلاش میکند نمیتواند به شبکه وصل شود و میگوید:« یا کارت شما مشکل داره و یا شبکه قطعه، بانک سر خیابونه.»
عابربانک سر خیابان قیامت است امروز یارانهها را ریختهاند و باید یکساعتی را با شکم گرسنه، منتظر بمانی. خداخدا میکنی تا به تو برسد شبکه قطع نشود، پول دستگاه تمام نشود، دستگاه در دست تعمیر نرود و...
بالاخره پول را میگیری و البته این دستگاه فقط اسکناسهای درشت میدهد و مسئول صندوق هم حسابی
” شاید روزانه میلیونها تومان پولی که نباید پرداخت شود به شکلهای مختلف و غیرمستقیم ( مثل همان مبادلهی کالابهکالا بهجای پول خرد) از سوی خریدار پرداخت میشود “
از این پول درشت شکایت دارد و یکبسته چسب بهعنوان بقیهی پول در کیسهی داروها میریزد.
مادر خوشحال میشود چون در خانه چسب نداشتید و میپرسد کدام داروخانه رفتهای چون داروخانه خیابان پشتی چندینمرتبه به او قرص مسکن و سرماخوردگی داده است.
یکروز دیگر
اینجا را دیگر نه! فکرش را نمیکردی. از دستفروش خرید میکنی و او اصرار میکند که یکی دیگر از جورابهای زنانهی نازکش را بخری تا حسابتان رند شود و دیگر پولی به شما برنگرداند. چون او ۵۰۰تومان خرد ندارد!
هرروز
شاید روزانه میلیونها تومان پولی که نباید پرداخت شود به شکلهای مختلف و غیرمستقیم ( مثل همان مبادلهی کالابهکالا بهجای پول خرد) از سوی خریدار پرداخت میشود
و چون این پول، بین افراد مختلف تقسیم شده و در شرایط زمانی و مکانی متفاوت پرداخت میشود، خیلی برای خود افراد مهم نیست، اما یک بیماری حاد برای اقتصاد کلان محسوب میشود.
.jpg)