
۸ بهمن
● پیام حضرت امام خمینی (ره) درخصوص گفتههای بختیار، تحصن روحانیون انقلابی در مسجد دانشگاه تهران در اعتراض به بستن فرودگاههای کشور و کشتار مردم تهران به دستور بختیار از جمله مهمترین رویدادهای چنین روزی از سال ۱۳۵۷ هجری شمسی بهشمار میرود.
در این روز، حضرت امام خمینی (ره) درباره گفتههای بختیار پیامی فرستادند و طی آن، اعلام کردند: «آنچه که ذکر شده است که شاپور بختیار را در سمت نخستوزیر میپذیرم؛ دروغ است، بلکه تا استعفا نکند او را نمیپذیرم چون او را قانونی نمیدانم.»
امام راحل (ره) در بخش پایانی این پیام، مردم انقلابی را به هوشیاری و حفظ مواضع اصیل خود توصیه فرموده و اضافه کردند: «من با بختیار تفاهمی نکردهام و آنچه که سابق گفته است که گفتوگوی بین او و من بوده دورغ محض است. ملت باید موضع خود را حفظ کند و مراقب توطئهها باشد.»
همچنین در این روز (هشتم بهمنماه سال ۱۳۵۷ هجری شمسی) در اعتراض به جلوگیری دولت غیرقانونی بختیار از ورود امام خمینی (ره) به کشور، حدود چهل نفر از روحانیون مبارز و انقلابی، در مسجد دانشگاه تهران تحصن کردند و شرط پایان این تحصن را بازگشت حضرت امام (ره) عنوان نمودند.
حضرات آیات عظام: سیدمحمد حسینی بهشتی، مرتضی مطهری، عطاءالله اشرفی اصفهانی، سیدمحمود طالقانی، محمدجواد باهنر، سیدعلی خامنهای، اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد امامی کاشانی، محمد یزدی، علی مشکینی، محمد صدوقی و... از جمله این متحصنین بودند. این تحصن مورد حمایت و استقبال شدید مردم و مراجع تقلید واقع شد و درنهایت، شرایطی را بهوجود آورد که دولت بختیار را مجبور ساخت به بستن فرودگاهها پایان بخشد و اجباراً قدمی دیگر به عقب رود.
کشتار مردم تهران به دستور بختیار نیز از جمله وقایع مهم هشتم بهمنماه ۱۳۵۷ش است. در این روز، طی تظاهرات و برخوردهای خونین در سراسر کشور، دهها تن شهید یا مجروح شدند. مردم تهران نیز درحالیکه برای پیوستن به روحانیون متحصن در مسجد دانشگاه تهران به سمت دانشگاه در حرکت بودند، از طبقات بالای ساختمان ژاندارمری مورد هجوم نیروهای انتظامی قرار گرفته و چهره شهر تهران بهصورت شهری جنگزده درآمد.
این حرکت، انعکاس جهانی یافت و برخی از خبرگزاریها، آن را مشابه کشتار هفدهم شهریور بهشمار آوردند. نکته قابل توجه دیگر در این روز، همیاری مردم بود چرا که تنها یک ساعت پس از آغاز کشتار، راهروهای بیمارستانها، مملو از لوازم بیمارستانی اهدائی از سوی مردم انقلابی گردید.
● تصرف آذربايجان توسط قوای روس 
تصرف آذربايجان توسط قوای روس در جريان جنگ جهانی اول در چنین روزی از سال ۱۲۹۳ هجری شمسی صورت گرفت.
بهدنبال آغاز جنگ جهانی اول و علیرغم اعلام بیطرفی ایران در این جنگ خانمانسوز، سپاه عثمانی در اوایل دیماه ۱۲۹۳ش به آذربایجان ایران یورش برد و آن را به تصرف خود درآورد. پس از تجاوز عثمانی، دولت روسیه نیز قوای خود را وارد ایران نمود و بر سر تصرف شهرهای ایران، ششم بهمنماه همان سال، نبرد سختی بین دو طرف در خاک ایران آغاز گردید.
این جنگ با شکست عثمانی در تاریخ هشتم بهمنماه سال ۱۲۹۳ هجری شمسی و تصرف آذربايجان توسط قوای روس به پایان رسید و تا چند سال، سپاه روسیه در شمال و غرب ایران به انواع جنایت و غارتگری ادامه میداد. در این زمان، دولت ایران نهایت ضعف خود را میگذراند و کمترین مقاومتی در برابر متجاوزان که شمال و جنوب کشور را به اشغال خود درآورده بودند، از خود نشان نمیداد.
گفتنی است؛ تا زمانی که قوای روس بر سپاه عثمانی پیروز گشت و عثمانیها عقبنشینی کردند، طی این نبرد سهمگین، شمار کثیری از مردم آذربایجان کشته و زخمی شدند و اموال آنان به غارت رفت. قوای قزاق روس در حالی به ایران هجوم آورده و در شهرها به تجاوزگری مشغول بودند، که ایران از همان آغاز - همانطور که اشاره شد - بیطرفی خود را اعلام کرده بود.
روسها در این میان، شهرهای آذربایجان را آتش زده و مغازهها را غارت کردند. این واقعه در شرایطی صورت میگرفت که دولت تزاری روسیه از سوی لنین سرنگون شده و دولت جدیدی با مرام کمونیستی قدرت را در دست گرفته بود. البته قوای قزاق روس که این زمان در ایران بودند، ارتباطی با دولت جدید نداشته و هنوز به دولت تزار وفادار مانده بودند.
● مرگ آخرین بازمانده رجال مشروطیت 
سیدحسن تقیزاده، آخرین بازمانده رجال دوران مشروطیت در چنین روزی از سال ۱۳۴۸ هجری شمسی درگذشت.
سیدحسن تقیزاده در شهریور ۱۲۵۶ش در تبریز بهدنیا آمد. پس از پایان تحصیل در دارالفنون تهران، با عضویت در تشکیلات فراماسونری و با توجه به نفوذ گسترده آن در بین روشنفکران ایرانی بهویژه مشروطهخواهان، در جنبش مشروطه شرکت فعالی داشت و پس از به توپ بستن مجلس توسط محمدعلیشاه قاجار، به سفارت انگلیس پناهنده شد.
تقیزاده پس از فتح تهران توسط مشروطهخواهان، در از بین بردن مخالفان خود تلاش زیادی بهکار بست، بهطوریکه او از عوامل مؤثر در دستگیری، محاکمه و شهادت شیخ فضلالله نوری و نیز بانی اصلی در ماجرای ترور و شهادت آیتالله سیدعبدالله بهبهانی بهشمار میرفت.
او که در اکثر دورههای اولیه مجلس شورای ملی به نمایندگی انتخاب شده بود، پس از انقراض قاجاریه نیز به سمتهای گوناگونی دست یافت. تقیزاده در ۱۳۱۰ش وزیر دارایی گردید و در این سمت با امضای معاهده تمدید قرارداد دارسی در خرداد ۱۳۱۲ش، سلطه بریتانیا را بر منابع نفتی و سرمایههای ایران استمرار بخشید. در دوران محمدرضا پهلوی نیز تحت عنوان سفیر، راهی لندن شد و در ۱۳۲۸ش به ریاست مجلس سنا رسید.
سیدحسن تقیزاده از بانیان اولیه و اصلی وابستگی ایران به سیاستهای انگلیس طی نهضت مشروطه ایران و یک قرن بعد از آن بود. او همچنین از عوامل توفیق نقشههای سیاسی بریتانیا و نفوذ آن کشور در ایران بهشمار میرفت. تقیزاده در اواخر عمر بهدلیل افشا شدن اسامی و اسرار فراماسونهای ایرانی توسط ساواک که برای تضعیف نفوذ انگلستان و تقویت نفوذ آمریکا صورت گرفت، به بهانه کهولت سن، فعالیت سیاسی را کنار نهاد و خانهنشین شد.
از «پرویز یا چنگیز»، «تاریخ انقلاب ایران»، «مانی و دین او» و «بیست مقاله» از جمله آثار اوست. سیدحسن تقیزاده سرانجام در تاریخ هشتم بهمنماه سال ۱۳۴۸ هجری شمسی پس از هفتاد سال فعالیت سیاسی، بهعنوان آخرین فرد بازمانده از رجال سیاسی دوران مشروطه در سن نود و دو سالگی درگذشت.
● درگذشت استاد محمد فراهتی 
محمد فراهتی ادیب و دانشمند معاصر در چنین روزی از سال ۱۳۵۸ هجری شمسی درگذشت.
محمد فراهتی در سال ۱۲۹۳ش در خانوادهای روحانی قدم به عرصه حیات گذارد و تحت توجهات ویژه جد بزرگوارش آیتالله العظمی حاج صدرالعلما کاشانی پرورش یافت. این عارف وارسته از خادمان و مروجان کلامالله مجید بهشمار میرفت. وی بیش از سی سال در مسجد آقا بزرگ کاشان، جلسات قرآن تشکیل داد و شاگردان بسیاری تربیت کرد.
استاد فراهتی در سالهای سیاه و خفقان و استبداد با ایمانی خللناپذیر و بیهیچ هراسی، قدم در راه ارشاد و هدایت مردم نهاد. مبارزات گسترده وی با رژیم استبداد شاهنشاهی از همان دوران جوانی با جرأت و شهامت ویژهای آغاز شد.
استاد فراهتی در جو اختناق و فشار رژیم ستمشاهی، درحالیکه استبداد رضاخانی بر همهجا سایه افکنده و سعی در مبارزه با ارزشهای اسلامی و گمراهی مردم از دین داشت، بهعنوان یکی از منادیان فضائل راستین انسانی و دادخواهی مظلومان، با قلبی مالامال از عشق به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و خدمت به حریم اسلام و قرآن، در راه بیدارگری و روشنگری جامعه از هیچ کوششی دریغ نکرد.
این دانشمند مبارز در کنار امر ارزشمند تدریس، رسالت خطیر تبلیغ علوم و معارف اهل بیت (ع) و پاسداری از حریم این بزرگواران را قریب به چهل سال، بدون کوچکترین چشمداشت اجر و مزد مادی، در قالب برپائی جلسات دینی و مذهبی عهدهدار گردید.
استاد فراهتی، سالهای عمرش را با پاکی و پرهیزگاری گذراند و در تمام مراحل زندگی، تقوا و اخلاص را سرلوحه کارش، عشق و ارادت به ساحت مقدس اهل بیت (ع) بهویژه ارادت خاص و وصفناپذیر به مولای متقیان امام علی (ع) را رفیق راهش و خدمت در راه تبلیغ دین اسلام و اشاعه فرهنگ قرآن و عترت را تنها هدف والای خویش قرار داده بود.
از دیگر حالات عرفانی و معنوی این عارف وارسته، قدرت کشف و شهود غیبی و احاطه بر عوالم باطنی بود که از طریق تطهیر جسم و روح، صفای باطن، جلای دل و بیتوجهی به زخارف دنیوی پیدا کرده و قادر بود با چشم برزخی در حالاتی خاص در بیداری کامل نه در خواب و رؤیا، به کشف و شهود بسیاری از حقایق، قبل از وقوع آنها و زودتر از دیگران مطلع شود.
استاد محمد فراهتی، ادیب و دانشمند گرانمایه معاصر بعد از عمری خدمت به اسلام و تبیین و ترویج قرآن کریم و علوم و معارف اهل بیت عصمت و طهارت (ع)، سرانجام در تاریخ هشتم بهمنماه سال ۱۳۵۸ هجری شمسی در سن شصت و پنج سالگی به رحمت حق پیوست.