
۴ ربیع الاول
● مورخان تاریخ اسلام؛ سالروز بیرون آمدن پیامبر گرامی اسلام (ص) از غار ثور در نزدیکی مکه، پس از سه شبانهروز توقف و ادامه حرکت ایشان به سوی مدینه، پس از مأیوس شدن کفار مکه و دشمنان اسلام از پیدا شدن آن حضرت (۱ هجری قمری) را در تاریخ چهارم ربیعالاول ذکر نمودهاند.
● حرکت پیامبر (ص) به سوی مدینه 
بیرون آمدن پیامبر اسلام (ص) از غار ثور پس از سه شبانهروز و ادامه حرکت ایشان به سوی مدینه، مصادف با چنین روزی از سال یکم هجری قمری میباشد.
پیامبر اکرم (ص) پس از سه شبانهروز مخفی بودن در غار ثور، در روز چهارم ربیعالاول سال اول هجرت به سوی مدینه حرکت نمودند. آن حضرت را در غار ثور، ابوبکر بن ابیقحافه همراهی میکرد. حضرت علی (ع) و برخی دیگر از نزدیکان پیامبر (ص)، شبانه به این غار رفتوآمد میکردند. پس از هجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه، حضرت علی (ع) سفارشها و خواستههای آن حضرت در مکه را برآورده نموده و خانواده پیامبر اکرم (ص) را به سوی مدینه به حرکت درآوردند.
• کفار قریش، چون پیشرفت روزافزون اسلام را دیدند و خبر احتمال هجرت پیغمبر اکرم (ص) را به مدینه شنیدند، تصمیم گرفتند که با قتل آن حضرت به گرفتاری خود خاتمه دهند و برای عملی ساختن این تصمیم، در محلی بهنام دارالندوه که مرکز شورا بود جمع شدند و پس از مشورت، رأی دادند که از هر قبیله یک مرد کارآمد، نامزد قتل آن حضرت گردد و یک دسته چهل نفری که از این مردان متشکل میشود، شبانه، خانه آن حضرت را محاصره کرده، در دل شب به خانه ریخته، ایشان را به قتل برسانند. این رأی به تصویب رسید و درباره آن، تصمیم گرفته شد و از بنیهاشم نیز ابولهب که عموی آن حضرت بود، نامزد این کار شد. خدای متعال، پیغمبر خود را از تصمیم مردم باخبر ساخت و امر فرمود که همان شب مکه را ترک گفته، به مدینه هجرت نماید. پیغمبر اکرم (ص) نیز علی بن ابیطالب (ع) را از جریان مطلع ساخته و امر فرمودند که شب را در بستر ایشان بخوابد تا پیامبر (ص) بیرون رود و چنانچه شبانه کشته نشد، چند روز در مکه توقف نماید و امانتهایی را که مردم نزد پیغمبر (ص) داشتند به صاحبانش رد کند و پس از آن، رهسپار مدینه شود. علی (ع) شبانه در بستر آن حضرت خوابیدند و ایشان از میان محاصرهکنندگان، با حفظ و حراست، بیرون رفتند و در راه به ابیبکر برخورد و او را نیز با خود برداشته در غاری که در کوه ثور، نزدیکی مکه بود، پنهان شدند و پس از سه روز که مردم مکه از پیدا شدن ایشان مأیوس شدند، به سوی مدینه حرکت کردند.
• زمینه پیشرفت اسلام در شهر یثرب - که بعدها مدینه نامیده شد - فراهم آمد و سببش نیز این بود که اهل مدینه از جنگ داخلی که سالها در میان دو قبیله بزرگ اوس و خزرج برپا بود، به ستوه آمده بودند، بالاخره به فکر افتادند که برای خود، پادشاهی انتخاب کرده، بدینترتیب به کشتار خاتمه دهند. برای این کار، جمعی از سرشناسان خود را به مکه فرستادند تا در این باره با سران اهل مکه مشورت کنند و این واقعه، زمانی بود که پیغمبر اکرم (ص) به دعوت علنی خود قیام کرده بودند. سرشناسان مدینه وقتی به مکه رسیدند مقصد خود را با سران قریش در میان نهادند، سران قریش، به این عذر که مدتی است محمد در این سامان، دعوی نبوت میکند و خدایان مقدس ما را ناسزا میگوید و جوانان ما را فاسد میکند و افکار ما را مشوش میدارد، از شرکت در مشورت ایشان سرباز زدند. شنیدن این سخن، اهل مدینه را که بارها بشارت ظهور نبی امی را در مکه از یهود شنیده بودند، تکان داد و به این فکر انداخت که پیغمبر اکرم (ص) را ببینند و از چگونگی دعوتشان مطلع شوند، وقتی که به حضور آن حضرت رسیدند و سخنانشان را شنیدند و به آیات قرآنی گوش فرادادند، ایمان آوردند و وعده دادند که سال دیگر با جمعی از مردم مدینه آمده، مقدمات پیشرفت اسلام را فراهم سازند. سال دیگر، جماعتی از سران مدینه به مکه آمده، شبهنگام بیرون شهر، جای خلوتی، با آن حضرت ملاقات و بیعت کردند و عهد بستند که دین اسلام را در مدینه رواج دهند و اگر آن حضرت به مدینه رود، همانطور که از خاندان خود دفاع میکنند، از آن حضرت در برابر دشمنان دفاع نمایند. پس از آنکه این جماعت به مدینه برگشتند، اکثر اهل مدینه به دین اسلام مشرف شدند و شهر مدینه نخستین شهر اسلامی گردید، از اینروی، وقتی که خبر تشریففرمایی پیغمبر اکرم (ص) را شنیدند، شاد شده، با کمال بیتابی و با آغوشی باز به استقبال حضرت شتافتند و مقدم آن حضرت را گرامی داشتند و با نهایت خلوص، جان و مال خود را برای پیشرفت اسلام در اختیار ایشان گذاشتند و بههمین مناسبت، «انصار» نامیده شدند. خدای متعال در کلام خود به قصه هجرت پیغمبر اکرم (ص) و هم به خدمات انصار اشاره فرموده، از آنان قدردانی مینماید: «والذین تبوء و الدار و الایمان من قبلهم یحبون من هاجر الیهم ولایجدون فی صدورهم حاجة مما اوتوا و یوثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة» (حشر آیه ۹)، خلاصه ترجمه: و آنان (انصار) که پیش از مهاجران، خانه برای مسلمانان ساختند و ایمان را تقویت کردند، اینان مسلمانانی را که به سویشان مهاجرت کردند دوست میدارند درحالیکه نیاز و طمعی به آنچه در دست مهاجران بود نداشتند و با وجود دستتنگی، دیگران را بر خود مقدم میداشتند.
• پیغمبر اکرم (ص) در مدینه مستقر شدند و تدریجاً جمع کثیری از مسلمانان مکه که در زیر شکنجه کفار بودند از خانه و زندگی خود دست برداشته به مدینه مهاجرت کردند، انصار نیز به عهد خود وفا کرده، پذیرایی گرمی از ایشان بهعمل آوردند. پیغمبر اکرم (ص) مسجدالنبی را در مدینه بنا کرده و مساجد دیگری نیز به تدریج ساخته شد و مبلغین اسلام به اطراف فرستاده شدند و معاهدههایی با طوایف یهود که در مدینه و اطراف مدینه بودند و همچنین با قبایلی از اعراب بسته شد و اسلام با نورانیت خود، بهسرعت شروع به پیشرفت نمود و در ظرف ده سال - که مدت اقامت آن حضرت در مدینه میباشد - سلطه کامل اسلام بر سراسر شبهجزیره عربستان برقرار گردید و از ملوک و سلاطین ممالک - مانند قیصر روم، شاهنشاه ایران، نجاشی حبشه و خدیو مصر - دعوت دینی بهعمل آمد. پیغمبر اکرم (ص) در ظرف این ده سال به انجام مأموریت خویش اشتغال داشتند و لحظهای نیاسودند، وحی آسمانی را تلقی میفرمودند و تعلیمات اسلام را از معارف و اخلاق و قوانین که از طریق وحی از جانب خدای متعال به ایشان میرسید، به مردم یاد میدادند و به پند و اندرز مردم میپرداخته و به سؤالاتشان پاسخ میگفتند و با مخالفان و دانشمندان ملل - خاصه یهود - مناظره و محاجه و امور کشوری را اداره نموده، چرخ زندگی مردم را میگردانیدند و با اینکه در این ده سال با دستههای مختلف کفار و مشرکین، در حدود هشتاد جنگ نمودند و در خونینترین و هولناکترین آنها، مانند جنگ بدر و احد و جنگ خندق و خیبر، شرکت جستند و مثل یکی از لشکریان به زد و خورد اشتغال داشتند، اما هرگز دیده نشد که شخصاً جان کسی را بگیرند. با همه اینها، بخش مهمی از اوقات خویش را به عبادت خدا مشغول بودند و روزهای زیادی را در سال، روزه میگرفتند، تقریباً سه ماه متوالی رجب و شعبان و رمضان را روزهدار بوده و یک ماه نیز بهطور متفرقه روزه بودند و گاهی نیز روزه وصال را - که از خصایص آن حضرت است - انجام میدادند، یعنی چند روز و چند شب متوالی، هیچ چیز میل نمیفرمودند و بخشی از شبانهروز به تدبیر منزل و حوایج خانگی خود میپرداختند و گاهی هم برای تحصیل معاش، اجیر میشدند. خدای متعال در کلام خود به اختصار، جریان وقایع این ده ساله را ذکر نموده، میفرماید: «یریدون لیطفوا نور الله بافوههم و الله متم نوره ولو کره الکافرون هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون»، خلاصه ترجمه: کفار میخواهند نور و روشنایی خدایی را خاموش کنند و حال آنکه خدا نور و روشنایی خود را به حد تمام و کمال خواهد رسانید، اگرچه کفار دوست ندارند. خدا همان است که فرستاده خود را با هدایت و دین حق به سوی مردم فرستاده تا آن را به همه ادیان و مذاهب غلبه دهد، اگرچه بر مشرکان ناگوار باشد. چنانکه روشن است، این وعده خدایی در حیات پیغمبر اکرم (ص) و بعد از رحلت آن حضرت تا امروز، که پانصد میلیون مسلمان در همه اقطار زمین زندگی میکنند، روز به روز بهتر عملی میشود: «کنتم خیر امة اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله»، خلاصه ترجمه: شما گروه مسلمانان، بهترین امتی هستید که در میان مردم بهوجود آمدهاید، مردمان را به معروف، امر و از منکر، نهی میکنید و به خدا ایمان میآورید.
• آخرین شهری که فتح آن موجب استیلای نام اسلام بر شبهجزیره عربستان شد، شهر مکه بود که حرم خدا و جایگاه کعبه است. این شهر در سال هشتم هجری به دست لشکریان اسلام افتاد و پس از آن، به فاصله کمی، شهر طائف نیز فتح شد. سال دهم هجرت، پیغمبر اکرم (ص) برای انجام مراسم حج به مکه رفتند و پس از برگزاری حج و تعلیمات لازمه به مردم، راه مدینه را در پیش گرفتند. در میان راه، در محلی بهنام «غدیر خم» دستور دادند تا قافله را از حرکت بازداشتند و در میان صد و بیست هزار نفر حاجی که از نواحی متفرقه گرد آمده بودند، دست علی (ع) را گرفته، بلند نموده و ولایت و جانشینی آن حضرت را به همه اعلام داشتند. با این اقدام، مسأله والی در جامعه اسلامی که ولایت امور مسلمین را داشته باشد و از کتاب و سنت نگهبانی و از معارف و قوانین دینی نگهداری کند، حل شد و حکم آیه شریفه: «ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته»، ترجمه: ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً به مردم برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام ندادهای.» (سوره مائده، آیه ۶۷) اجرا گردید. پیغمبر اکرم (ص) به مدینه برگشتند و تقریباً پس از هفتاد روز در بیست و هشتم ماه صفرالمظفر سال یازدهم هجرت رحلت نمودند.