
۲۸ ژانویه
● "مرگ پطر کبیر؛ پادشاه بزرگ روسیه"، "زادروز رومن رولان؛ نویسنده و ادیب معروف فرانسوی"، "زادروز فرانس کولت؛ از بزرگترین نویسندگان زن جهان" و "مرگ فئودور داستايوسكی؛ نويسنده سرشناس روس" از جمله مهمترين رخدادهای امروز (بیست و هشتم ژانویه) در تقويم تاريخ میلادی است.
● مرگ پطر کبیر؛ پادشاه بزرگ روسیه 
مرگ پطر کبیر پادشاه بزرگ روسیه در چنین روزی از سال ۱۷۲۵ میلادی به وقوع پیوست.
پطر کبیر فرزند آلکسی میخایلوویچ پادشاه معروف روسیه، در روز ۱۲ مارس ۱۶۷۲م در خانواده تزار روس بهدنیا آمد. پس از مرگ پدر، اغتشاشاتی در روسیه روی داد که به قدرت گرفتن سوفی دختر میخایلوویچ و خواهر پطر انجامید. در این هنگام، پطر خردسال، به یکی از مناطق اطراف مسکو فرستاده شد.
پطر که در ده سالگی به تزاری روس رسیده بود، با وجود خواهرش سوفی، نمیتوانست بهراحتی سلطنت کند و درواقع تا ۱۷ سالگی، تحت نفوذ و اقتدار او باقی بود. در ۲۹ سپتامبر سال ۱۶۸۹م، پطر با کمک جمعی از دوستان خود به مسکو حمله برد و سوفی را به زندان افکند و خود بهجای او به سلطنت نشست.
پطر از همان زمان، درصدد دست یافتن به دریای آزاد بود تا کشور روس را با دول اروپایی مرتبط کند. از اینرو، با امپراتوری عثمانی به جنگ پرداخت و پس از نبردهایی سنگین، قسمتهایی از این امپراتوری را به تصرف خود درآورد. پطر پس از آشنایی با تمدن اروپای غربی و تسلط بر زبانهای آلمانی و هلندی، به دو مسئله توجه نشان داد. یکی آشنا کردن ملت روسیه به وضع تمدن اروپای غربی و ایجاد تشکیلات جدید داخلی و دیگری، توسعه کشور و دست یافتن به دریای سیاه و بالتیک.
پطر کبیر برای عملی نمودن منظور دوم خود، به مدت بیست سال به جنگ پرداخت و مناطیى را تصرف نمود. او برای آنکه به خوبی با جزئیات تمدن کشورهای اروپای غربی آشنایى حاصل کند، دو سفر به اروپا کرد و ضمن آن، اطلاعاتی درباره زندگی آنان بهدست آورد.
پطر در مراجعه به کشورش، عدهای مهندس، طبیب، صنعتگر و افسر لایق جهت تشکیلات جدید روسیه همراه خود آورد و تلاش فراوانی در ایجاد و ساماندهی تشکیلات و تأسیسات جدید اداری، نظامی و مذهبی کشور از خود نشان داد. از اینروست که پطر کبیر را «مؤسس روسیه جدید» نامیدهاند.
پطر در سال ۱۷۲۱م خود را امپراتور کل روسیه اعلام کرد و پس از آن، انتخاب امپراتور آینده را تابع اراده پادشاه وقت قرار داد. او علیرغم دارا بودن صفاتی از قبیل ازخودگذشتگی فراوان در راه روسیه، در منتهای بیرحمی و فساد نیز قرار داشت و جان و آزادی و شخصیت افراد در نظر او هیچگونه ارزشی نداشتند.
آرزوی دستیابی به دریاهای آزاد و گرم بهعنوان یکی از وصایای پطر کبیر، در جانشینان او تداوم یافت و پادشاهان روس همیشه درصدد اجرای این خواسته بودند. چنانکه دستاندازی به خاک ایران در طول سلطنت شاهان قاجار نیز در راستای همین سیاست شکل گرفت. پطر کبیر سرانجام در تاریخ بیست و هشتم ژانويه سال ۱۷۲۵ میلادی در سن پنجاه و سه سالگی درگذشت.
● زادروز رولان؛ برنده نوبل ۱۹۱۶م ادبیات 
رومن رولان نویسنده و ادیب معروف فرانسوی در چنین روزی از سال ۱۸۶۶ میلادی متولد شد.
رومن رولان نویسنده بلندآوازه فرانسوی در تاریخ بیست و هشتم ژانويه سال ۱۸۶۶ میلادی در این کشور بهدنیا آمد. او تحصیلات خویش را در رشته تاریخ به پایان رساند و در تاریخ موسیقی تخصص پیدا کرد. با این حال، به ادبیات علاقه خاصی داشت.
از این جهت با نوشتن دو رشته نمایشنامههای جدید دراماتیک، درصدد برآمد که سطح تئاتر فرانسه را بالا برد ولی این نمایشنامهها چندان توفیقی نیافتند. بنابراین دست از داستاننویسی کشید و به تهیه و نوشتن شرح حال و بیوگرافی بزرگان جهان دست زد.
رولان در اوایل قرن بیستم میلادی، شرح زندگی بتهوون آهنگساز شهیر آلمانی و میکل آنژ مجسمهساز هنرمند ایتالیایى را منتشر ساخت و به شهرت و افتخار رسید. گذشته از هنرمندان و بزرگان واقعی، وی به نوشتن شرح حال هنرمندان خیالی نیز دست زد و با تألیف اثر معروف «ژان کریستف»، کاری متفاوت ارائه داد.
رومن رولان پس از شروع جنگ جهانی اول، راهی سوئیس شد و در سال ۱۹۱۶م به دریافت جایزه ادبی نوبل نائل گردید. وی در اواخر عمر به اندیشههای عرفانی شرق، بهخصوص هندیان متمایل گشت و از طرفداران مهاتما گاندی، رهبر آزادی هند گردید.
رولان هنگامی که بازار سیاست در اروپا از نو رونق گرفت، به اصول کمونیسم متمایل شد و کوشید که میان اندیشههای فیلسوفان هند و مبانی سیاست شوروی توافقی برقرار سازد، پس در سال ۱۹۲۷م رسماً کمونیست را پذیرفت. در عین حال، دنباله کار ادبی را رها نکرد و طی همان سالها، رمان «جان شیفته» را در هفت جلد منتشر کرد.
رومن رولان از جمله نادرترین نویسندگان فرانسه است که در فرهنگ فرانسه، در رشته موسیقیشناسی تأثیر فراوانی داشته است. علاقه وافر او به آزادی و بشردوستی، وی را بر آن داشته بود که از زمان جنگ جهانی اول بهبعد، همه کوشش خود را در راه صلح و منافع مشترک مردم دنیا بهکار برد.
آثار آخر عمر رولان، حاکی از برگشت به دوستیها و محبتهای عهد جوانی است. او از پیروی و تقلید از دیگر سبکها گریزان بود. سبک او یکنواخت و ساده بود تا جایی که یکدست و بیتنوع بهنظر میرسید، هرچند نشانههایی از تغزل در آن به چشم میخورد. رومن رولان سرانجام در بیستم اوت ۱۹۴۴م در سن هفتاد و هشت سالگی درگذشت.
● زادروز کولت؛ نویسنده معروف فرانسوی 
فرانس کولت، از بزرگترین نویسندگان زن جهان در چنین روزی از سال ۱۸۷۳ میلادی متولد شد.
مادام سیدونی گابریل کلودین کولت معروف به مادام فرانس کولت، نویسنده شهیر فرانسوی در تاریخ بیست و هشتم ژانويه سال ۱۸۷۳ میلادی در این کشور بهدنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش فراگرفت و سپس برای یافتن کار رهسپار پاریس شد. کولت در پاریس با یک روزنامهنگار ازدواج کرد و در خانه برای مبارزه با بیکاری و آزمایش ذوق ادبی خود، قلم به دست گرفت.
وی پس از چند ماه محصول کارش را که شامل شرح ساده و بیپیرایه زندگی وی در دوران کودکی بود برای اظهار نظر به شوهرش داد اما همسرش که جز خودش کسی را صاحب قریحه نمیدانست و تصور نمیکرد که کولت دارای ذوق و استعداد زیاد باشد، کتاب او را به دور افکند. کولت هم دیگر به نوشتن نپرداخت. ولی روزی اتفاقاً چشم شوهرش به کتاب او افتاد. صفحه اول را باز کرد و شروع به خواندن نمود ولی تا آن را تمام نکرد، به زمین نگذاشت.
پس از این ماجرا، وی کولت را مجبور کرد که برای روزنامهاش داستان بنویسد. کولت در مدت یک سال، داستانهایى نگاشت که شوهرش همگی را بهنام خودش چاپ کرد. این موضوع باعث اختلاف زیادی میان آن دو گردید و چون شوهر قبول نکرد که کولت مستقلاً داستانی بنگارد، کارشان به متارکه انجامید.
کولت از آن پس به نویسندگی پرداخت و شاهکارهای بدیعی چون «ولگرد» و «انزوای پراحساسات» بهوجود آورد. وقتی که این دو اثر برای او موفقیت کسب نمودند، دیگر قلم را رها نکرد و آثاری چون «گندم در علفزار» و «سادهلوح آزاد» را نگاشت. این آثار چنان باارزش بودند که کولت در سال ۱۹۴۹م، ریاست آکادمی گنکور را که از مراکز مهم و وزنههای سنگین ادبیات فرانسه بهشمار میآید، به عهده گرفت.
مادام کولت همچنین در هشتاد سالگی طی جشن بزرگی نشان لژیون دونور را که تا آن زمان به هیچ زنی داده نشده بود، دریافت کرد. زندگی کولت، همواره سوژهای برای نوشتارهایش بود. تمامیآثار او، رمانها، داستانهای کوتاه و نمایشنامهها، نقدهای ادبی و وقایعنگاریها، یادآور خاطرات شخصی او از تصاویر مردان و زنان، حیوانات و گلهایى هستند که در گذار زندگی در ذهن او نشستهاند.
صدای او، حالاتش و شیوه بیانی که برای تصویرسازی از مهر، خشم، هیجان، اندوه و شادی ارائه میکند، همهجا و همیشه پاک و زیبا و دور از زشتی و گناه است، چنانکه گویى آن همه از ذهن فرشتهای معصوم تراوش کرده است. با این حال، آثار او از هر نوع رنگ مذهبی عاری بود و کولت بدون کمک از ایمان و اعتقادات مذهبی، به بیان واقعیتهای دنیای زمینی میپرداخت و تا آخرین لحظه، بینش و کنجکاویاش درباره زندگی سستی نیافت.
عدهای از منتقدین، مادام کولت را بزرگترین نویسنده زن دنیا میدانند. همچنین، از هفتاد و پنج کتاب کولت، فیلمهای فراوانی تهیه شده است. مادام سیدونی گابریل کلودین کولت معروف به مادام فرانس کولت، سرانجام در سوم اوت ۱۹۵۴م در سن هشتاد و یک سالگی درگذشت.
● مرگ داستايوسكی؛ نویسنده بنام روس 
مرگ فئودور ميخائيلوويچ داستايوسكی نويسنده سرشناس روس در چنین روزی از سال ۱۸۸۱ میلادی واقع گردید.
فئودور داستایوسکی در سال ۱۸۲۱م در مسکو بهدنیا آمد. با وجود اینکه از دوران کودکی دست به گریبان بیماری بود، اما از همان آغاز زندگی همواره از او کار میکشیدند؛ درحالیکه برادرش میخائیل قویتر و سالمتر از او بود. با وجود رنجوریاش، او را به خدمت سربازی بردند و برادرش از خدمت معاف شد!
در ۲۰ سالگی، استوار ارتش شد و خود را برای رسیدن به مقام افسری آماده کرد. مواجبش ۳۰۰۰ روبل بود و با اینکه پس از مرگ پدر، وارث مال و منال او شد، اما چون مخارج برادر کوچکش به عهده او بود و خود نیز زندگی بیبند و باری داشت، پیوسته بر بدهیهایش افزوده میشد. مشکل پول در هر صفحه از نامههایش مطرح میشود و تا پایان زندگیاش همیشه بزرگترین مشکل اوست؛ وی تنها در سالهای پایانی زندگی از تنگدستی رهایی یافت.
داستایوسکی ابتدا یک زندگی بیبند و بار داشت؛ به تئاترها و کنسرتها و بالتها میرفت، بیقید و لاابالی بود. گاهی یک آپارتمان را اجاره میکرد، فقط برای اینکه از ظاهر آراسته موجر خوشش آمده بود. وی حتی از اینکه نوکرش پولهای او را میدزدید، لذت میبرد!
وی سرانجام ارتش را ترک گفت و در سال ۱۸۴۴م در پترزبورگ ساکن شد. در این هنگام، داستایوسکی حتی یک شاهی هم پول نداشت، اما از دیگران قرض میکرد و نان و شیر میخورد. روزی، ۱۰۰۰ روبل از مسکو برایش رسید؛ مقداری از بدهیهایش را پرداخت، سپس همان شب، بقیه پول را در قمار باخت و فردای آن روز بهناچار ۱۰ روبل از دوستش قرض گرفت...
با اینهمه، در سال ۱۸۴۶م رمان «بیچارگان» را نوشت. این کتاب، موفقیتی جالب و ناگهانی به دست آورد. در سال ۱۸۴۹م او را با یک دسته آدمهای انقلابی - آنارشیست دستگیر کردند و به مرگ محکوم شد! اما در آخرین لحظه اجرای حکم، مجازاتش را تخفیف دادند و به سیبری تبعید شد. ده سال در آنجا بسر برد: ۴ سال در زندان و ۶ سال در قشون خدمت کرد.
داستایوسکی پیش از تبعید به سیبری، به بیماری صرع مبتلا بود و در سیبری بر شدت بیماری او افزوده شد. بیشتر قهرمانان کتابهای داستایوسکی، از بیماری صرع رنج میبرند. وی در نوامبر ۱۸۵۵م به پترزبورگ بازگشت و در «سمی پالاتینسک» ازدواج کرد. زنش، بیوه یک جانی بود و یک پسر بزرگ داشت که داستایوسکی او را به فرزندی پذیرفت و در تربیت وی کوشید.
در سال ۱۸۶۱م، کتاب «آزردگان» و در سال ۱۸۶۱م-۱۸۶۲م، کتاب «خاطرات خانه مردگان» را منتشر کرد. «جنایت و مکافات» که از شاهکارهای اوست، در سال ۱۸۶۶م چاپ شد. از دیگر کتابهای او میتوان: «برادران کارامازوف»، تسخیرشدگان»، «ابله»، «قمارباز» و «یادداشتهای زیرزمینی» را نام برد. داستایوسکی چند بار ازدواج کرد تا اینکه سرانجام در روز بیست و هشتم ژانويه سال ۱۸۸۱ میلادی در سن شصت سالگی زندگی را بدرود گفت.