• ۱۹ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۶
  • کد خبر: 358176
نقاشی

در روزهایی که تن رنجورش نیازمند طبیبان شده، دستان سرد سرطان، او را از زاهدان راهی اصفهان کرده تا با نقشی که از رنگ امید به در و دیوار اینجا می‌زند، همچنان به مبارزه برای بازگرداندن روزهای خوب خود ادامه دهد.

به گزارش خبرنگار ایمنا، این روزها که برگریزان پاییزی عصرهای سرد دلتنگ‌ترین فصل سال را به سبزی پارک مشتاق اصفهان کشانده، صدایی در فضای پارک طنین‌انداز شده که وقتی رد آن را می‌گیری، به ساختمان قدیمی خانه هنرمندان در وسط پارک می‌رسی؛ صدای شور و اشتیاق خانواده‌هایی که در آخرین دقایق یک عصر جمعه مقابل خانه هنرمندان اصفهان حضور دارند؛ برخی از آنان دست در دست کودک خود که ماسک به صورت دارد، منتظر افتتاح یک برنامه‌ی بزرگ هستند؛ بزرگ نه از آن رو که مقامی رسمی در آن حضور یافته باشد نه به آن دلیل که جمعیتی انبوه در آن گرد آمده باشند بلکه آماده می‌شوند تا نمایشی از هنرنمایی قهرمانانی را تماشا کنند که کار آنها و راه سخت آنها باعث شده تا این چند ساعت، نقاشی‌های زیبایی که بر دیوارهای خانه هنرمندان نصب شده تماشایی‌تر از هر چیز دیگری دل شهر را از مبارزه زیبای کودکان مبتلا به سرطان پر کند؛ اینجا "نمایشگاه نقاشی قهرمانان کوچک" است.

آیین افتتاح پس از مراسم‌های مرسوم، اجرای سرود و نیز شعرخوانی "یاسینا" یکی از همین کودکان برگزار شده و اکنون بازدیدکنندگان که برخی از آنها خانواده‌ی کودکان مبتلا بوده و برخی مردم رهگذری هستند که زیبایی دعوت اعضای "انجمن فانوس" آنان را به تالار اصلی خانه هنرمندان کشانده، شاهد تابلوهایی از نقاشی کودک مبتلا به سرطان هستند.

اینجا نقش‌هایی که بر کاغذ سفید ترسیم شده، تفاوتی با نقاشی هیچ کودک دیگری ندارد، بعضی کلیشه‌های یک منظره‌ عادی را رعایت کرده، برخی از یک خاطره خوب در کنار خانواده روایت می‌کند و بعضی دیگر حتی سمت تصویرگری از باورهای مذهبی و اسطوره‌های کودکی می‌رود، با همان طرز نقش و رنگی که هر کودک دیگری در آن سن و سال بود می‌کشید با این تفاوت که خالق این آثار که از سنین پیش از دبستان هم درمیان آنان وجود دارد، قوایی رنجور از چیرگی سرطان را در دستان خود دارد و همین امر باعث به حرکت درآمدن سخت‌تر مداد بر کاغذ می‌شود.

عاطفه یکی از کودکان مبتلا به سرطان است که در مقابل نقاشی خود ایستاده و درباره آن توضیح می‌دهد "یک منظره عادی کشیدم، خانه و درخت و کوه و... همه چیزهایی که در یک نقاشی عادی پیدا می‌شود. البته این بهترین نقاشی من نیست، خیلی بهتر می‌توانم نقاشی کنم فقط باید وقت بیشتری صرف شود؛ این نقاشی را یک ساعته کشیده‌ام"

او به‌خاطر درمان بیماری این روزهایش مجبور شده از شهر خود یعنی زاهدان به اصفهان آمده و در خانه خواهرش ساکن شود؛ به همین دلیل امسال از مدرسه رفتن محروم شده تا فرصت یابد برای به تصویر کشیدن راه پرامید خویش در مواجهه با بیماری‌اش با زبان هنر سخن بگوید.

دقایقی از صحبت‌های او درباره علاقه به نقاشی کردن و امید به بهبودی بیماری‌اش نمی‌گذرد؛ مرد موی سپیدی که از احترامی که جمع به او می‌گذارند می‌توان فهمید یک نقاش چیره‌دست است، جلو آمده و زیبایی‌های بیشتری را از نقاشی عاطفه نام می‌برد "این نقاشی که کشیدی فوق‌العاده زیباست، رنگ‌هایی که استفاده کرده‌ای زیباتر و همین که اینجا هستی تا برای بازدیدکنندگان درباره‌ نقاشی خود توضیح دهی، زیباترین کاری است که انجام داده‌ای"

او یکی یکی از تصاویر موجود در نقاشی می‌پرسد و عاطفه پاسخ می‌دهد تا اینکه از او می‌پرسد "این که کشیدی فرشته است یا ستاره؟"

عاطفه چند ثانیه‌ای مکث می‌کند "این که بین درخت‌ها پرواز می‌کند، یعنی خودم هستم"

نه فقط آن مرد که هرکس دیگری هم بود متحیر می‌ماند از توصیفی که عاطفه از این روزهای خودش کرده است؛ مگر امیدوارانه نفس کشیدن در زیر ماسکی که به صورت دارد چیزی کم از فرشته شدن برای او به دنبال خواهد داشت؟ و مگر قهرمانانه ایستادن در برابر تمام ناملایمتی‌های زندگی چیزی جز یک ستاره دست نیافتنی از او می‌سازد؟

آری! نه فقط عاطفه، بلکه همه ۴۰۰ کودکی که تحت پوشش انجمن حمایت از کودکان مبتلا به سرطان و بیماری‌های خاص فانوس هستند، این ستاره شدن و فرشته بودن و ماندن را با حمایت‌های عاطفی انجمن از خود، تجربه خواهند کرد؛ اعضای این انجمن در عبور از راه سخت بیماری، به زیباترین شکل ممکن همراه و همیار این کودکان هستند تا تنها دغدغه کودک و خانواده‌اش پشت سر گذاشتن روزهای سردی باشد که روزی بهار خواهد شد، مانند همین طراوت و زندگی موجود در نقاشی‌هایی که در دل یک عصر سرد پاییزی، دل هر بیننده‌ای را برای باقی مانده روزهای زندگی‌اش گرم می‌کند.

این نمایشگاه از ۱۸ تا ۲۱ آبانماه ۹۷ در خانه هنرمندان اصفهان واقع در پارک آبشار میزبان بازدیدکنندگان است.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =