موشک ایرانی

«جبر جغرافیایی» و «ملاحظات ژئوپولیتیک قدرت های بزرگ»، به عنوان عواملی هستند که بعضا سرنوشت ملت ها را برای دهه ها رقم می زنند. در واقع آنچه راجع به اراده ملی و حق تعیین سرنوشت کشور ها یاد می شود،  با در نظر گرفتن نمونه‌های نقض آن دستخوش تشکیک می گردد.

به گزارش ایمنا، شبه جزیره کره نمونه بارز اهمیت این دو عامل یعنی «جبر زمانه» و «نقش ابر قدرت ها» در رقم خوردن شرایط است؛ بعد از جنگ جهانی دوم،  کره که از دوران ماقبل تاریخ به عنوان یک قلمرو واحد شناخته می شد در اثر تقسیمات شتابزده پسا جنگ به دو قسمت تجزیه گردید.  با وجود حمایت کنفرانس قاهره از وحدت دو کره،  الزامات موازنه قوا در بدو بروز جنگ سرد به جنگ کره در ۱۹۵۰ انجامید که در نهایت با دخالت نظامی آمریکا،  دو کشور مدار ۳۸ درجه را به عنوان محل تقسیم کره شمالی و کره جنوبی پذیرفتند. 

در حقیقت مردمی که در شمال ماندند به همان اندازه کره ای بودند که مردم جنوب؛ آنها از یک نژاد، زبان،  تاریخ و فرهنگ بهره می بردند تا جایی که مدار مذکور حتی خانواده های واحد را از هم جدا ساخت.  اما راهی که دو کره در طول هفت دهه پس از جدایی پیمودند کاملا از هم متفاوت بوده است؛ کره شمالی متحد شوروی و چین باقی ماند و از حیث نظامی تجهیز شد و کره جنوبی محل سرمایه گذاری صنایع ایالات متحده قرار گرفت.

در حقیقت شرایط فعلی مردم دو کره بطور کامل ناشی از بازی های بین المللی قطب های قدرت در جهان است.  موازنه قدرت در شرق آسیا طلب می کند که کره شمالی همچنان از حالت فعلی خود خارج نگردد،  در عین حال اتحاد دو کره بی شک به سود هر دو کشور تمام خواهد شد، اما ملاحظات استراتژیک آمریکا و چین به تداوم بحران فعلی انجامیده است. 

به عکس آنچه بعضا در قیاس ایران با کره شمالی رخ می دهد، چنین شرایطی برای جمهوری اسلامی ایران متصور نیست.  مشکلات ایران در سیاست خارجی ناشی از اراده این کشور برای اعمال سیاست خارجی مستقل خود در منطقه ای است که از دیر باز در آن صاحب قدرت بوده است.  در واقع اگر ایالات متحده به کره شمالی در قالب یک عامل موازنه قوا در شرق آسیا می نگردد،  ایران نیرویی است که موازنه قوای مد نظر خود را به اتفاق کشورهای شیعه منطقه بوجود آورده است.

 از این حیث، کره گرفتار بازی منطقه ای  ابر قدرت ها شده است، اما ایران می کوشد میز بازی را در منطقه خود به هم بزند. برنامه موشکی ایران نه برای باج گیری و جلب توجه که به هدف حفظ بازدارندگی و تقویت امنیت ملی ایران طراحی شده است. همچنین ایران به جای اینکه روی حمایت ابر قدرت هایی مثل چین و روسیه حساب کند،  نیروهای تحت حمایت خود در منطقه را برای روز مبادا تجهیز کرده و به عنوان عامل فشار علیه دشمنان به کار گرفته است.  با این احتساب قیاس این دو با هم قیاس مع الفارقی خواهد بود که علاوه بر دست کم جلوه دادن جایگاه منطقه ای ایران،  منجر به نتیجه گیری های غلطی نیز در این زمینه خواهد شد.

یادداشت از: بشیر اسماعیلی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 5 =