شیخ مرتضی ریزی و ارادت خاص به حضرت زهرا(س)

شیخ مرتضی ریزی یکی از عالمان برجسته اصفهان به شمار می آید که در زهد، پرهیزکاری، عبادت، استجابت دعا و کناره گیری و کم معاشرت نمودن با مردم معروف بوده است.

به گزارش ایمنا، حاج شیخ مرتضی ریزی فرزند شیخ عبدالوهاب از اساتید مسلم فقه و اصول و از مدرسین جامع و عالی قدر حوزه علمیه اصفهان بود.
این عالم بزرگوار نزد پدر و جمعی از بزرگان اصفهان تحصیل نمود و به نجف اشرف مهاجرت کرده و مدت دو سال درس شیخ مرتضی انصاری را درک نموده و در مجالس درس آقا سید حسین ترک و جمعی دیگر نیز حاضر شده و به درجه اجتهاد رسید.
وی اولین عالم در اصفهان است که کتاب «فرائدالاصول» استادش شيخ انصاري را تدریس می کرد و در زهد، پرهیزکاری، عبادت، استجابت دعا و کناره گیری و کم معاشرت نمودن با مردم معروف بود.
شیخ مرتضی ریزی در مسجد ذکرالله تدریس و امامت می نمود و شبهای جمعه در تخت فولاد به احیاء و قرائت دعای کمیل مشغول بوده و جمعیتی متجاوز از ده هزار نفر پای منبر او حاضر می شدند و چنان «الهی العفو» و یا « نور یا قدوس» می گفته است که صدایشان در اصفهان شنیده می شده و حتی نقل شده که آخوند کاشی نیز در مجالس دعای کمیل مرحوم ریزی شرکت می نموده و آن مجلس را با شور حال و وصف می کند.
سيد مصلح الدين مهدوي در توصيف محضر وي مي نويسد كه «هميشه عده اي از مقدسين زمان و متدينين اوان در صف جماعتش حاضر گرديده و در ايام ماه مبارك رمضان به منبر وعظ صعود فرموده؛ مردم را به وعده نعم الهي و وعيد عذاب نامتناهي شاد و رنجور مي داشت. هر كسي از فساق كه به محضرش حاضر مي شد، تائباً برمي گشت و ديگر گرد ملاهي و مناهي نمي گشت. در تضرع و زاري و انابت و بي قراري در درگاه حضرت باري كمتر عديل و نظير داشت. در شبهاي جمعه در زمين تخت فولاد كه از زمين هاي متبركه و مي توان گفت پس از اعتاب مقدسه زميني به اين شرافت نمي توان يافت احياء داشته؛ هر شب جمع كثيري را از پرتگاه گمراهي و ضلالت به شاهراه هدايت مي برد. در هر شب از شبهاي جمعه گويا قريب بيست هزار نفر و بيشتر در پاي منبرش حاضر گرديده، خويشتن را از آتش روز جزا به نعم بي منتهي مي رساندند».
گریه حضرت زهرا(س) در مجلس روضه امام حسین(ع)
حاج سیّد احمد دعایی از قول پدرش نقل می کند که: حاج شیخ مرتضی ریزی در منزلش مجلس روضه ای برپا کرده بود و می گفت: خودم روضه ای دارم که خود می خوانم و صدای گریه غیر از خودم را نیز می شنوم.
با اصرار از او خواستم در مجلس عزاداری اش شرکت کنم تا اینکه قبول کرد.
روضه خود را این گونه شروع کرد و خطاب به حضرت اباعبدالله گفت: آقا! شما را به طرف عراق و کوفه دعوت کردند، وقتی آمدی، راه را بر شما بستند. بچه هایت از تشنگی به ستوه آمدند. علی اصغرت چی شد؟ اباالفضل چی شد؟
در این هنگام صدای گریه زنی را می شنیدم و نزدیک بود از جیبم کبریت در بیاورم و آتش بزنم تا صاحب گریه را ببینم، ولی خودداری کردم.
بعد از روضه درخواست کردم که باز هم اجازه بدهد تا در آن روضه شرکت کنم.
ولی گفت دیگر اجازه نمی دهم، تو هنگام روضه خواندن من و گریه آن بی بی، می خواستی کبریت روشن کنی؟! تعجب کردم که چطور از ضمیر من اطلاع دارد و دیگر موفق نشدم در آن مجلس شرکت کنم./
12162/135/4
کانال اطلاع رسانی: https://telegram.me/imnanews
 

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =