آداب، رسوم و سنت هاي مردم قديم زرین شهر؛

نوروز مظهر هویت ایرانی

تاریخ انتشار : دوشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۳۵
Share/Save/Bookmark
لنجان_زرین شهرکه در سالیانی پیش تر «ریز »نام داشت نوروز با تمام زیبایی اش با آداب و رسوم خاص مردمش برگزار می شد،مردم از همان ابتدای اسفند برای سال نو برنامه ها داشتند و تهیه لباس عیدی یکی از اصلی ترین برنامه هایشان بود .
 
نوروز می آید تا بر ما مبارک شود. تحولی در زیستن و تاملی بر چگونه زیستن. از روزگاران قدیم از زمانی که ایرانیان روز نو را به فرخندگی آمدن فروردین ،زیباشدن  ورستاخیز طبیعت به یکدیگر شاد باش می گفتند،جشن نوروز با عظمتی به وسعت تاریخ ایران وبه شکوه این  آیین زیبای ایرانی برگزار شده ومی شود.
نوروز یک روز تازه است با پیش زمینه و پس زمینه هایش. آمدنش را با مقدماتی به پیشواز می رویم تا در روزی نو به شادی بنشینیم.
زرین شهر که در سالیانی پیش تر «ریز» نام داشت نوروز با تمام زیبایی اش با آداب و رسوم خاص مردمش برگزار می شد. در ریز(زرین شهر ) مردم از همان ابتدای اسفند برای سال نو برنامه ها داشتند. تهیه لباس عیدی یکی از اصلی ترین برنامه هایشان بود. در آن زمان پوشش مردم ریز قبا، گیوه، ار خالق(جامه بلند که لای رویه وآستر آن پنبه دوخته باشند.یک قسم نیم تنه ضخیم که در قدیم مردان و زنان بر تن می کردند وبیشتر از ترمه،مخمل وزری دوخته می شد) و چاخچور (شلوار گشاد زنانه که از کف پا تا کمر را می پوشاند که به آن چاقچور، چاقشور، چقشور، چاخشور و چخجیر و دولاغ هم گفته شده است) بود .
به علت موقعیت آب و هوایی آن زمان ها وبارش زیاد برف وباران حتی تا اواخر فروردین یکی از دعاهای مردم ریز ،دعای آفتاب در این ماه ،اسفند، بوده تا شاید خورشید نظری بر زمین بیاندازد ورنگرزان بتوانند کار خود را شروع کرده و برای تهیه پارچه و تولید لباس عید مردم اقدام کنند. پارچه های چهار خانه وگلدار بهترین طرح برای دوخت البسه محلی مردم ریز بود و از این بعنوان  یکی از هنرها ومشاغل بسیار ستودنی در آن ایام میتوان نام برد.
.
چهار شنبه سوری
آخرین شب چهارشنبه پایان سال را «چهارشنبه سوری » می نامیدند.در ریز (زرین شهر)در این شب آتشی از چوپ وپوشال بر می افروختند ،به دور آن می چرخیدندو از روی آن می پریدندوشعر(سرخی تو از من   زردی من از تو )را باهم یکصدا می سراییدند.عده ای از زنان لباس های خاصی از جمله پیراهن قرمز چیندار وتنبان قری که از کرک وبا دست دوخته می شد برتن می کردند ودر این شب در کنار مردان خود پای آتش همسرایی می کردند.
پسران جوان در این شب چادر بر سر می انداختند ویک قاشق وکاسه مسی یا روی به دست گرفت بر در خانه ها می رفتند وقاشق را برکاسه می زدند تا مگر صاحب خانه در کاسه آن ها یک نوع شیرینی (قند ،نبات یاشکر پنیر)یا پول بگذارد و عقیده شان براین بود که دریافت  این هدیه وتناول و استفاده از آن سلامتی وشادی آن ها را در سال نو تضمین خواهد کرد .

عید رفاه
یک شب قبل از سال تحویل و روز نو را « عید رفاه »می نامیدند. شاید فلسفه نامگذاری عید رفاه همانا آسان شدن زندگی و آسودگی از کار و خوشی پس از انجام یک سال کار و تلاش ایشان بوده است.
در این شب رسم بر آن بوده است که هر خانواده ای حتما باید غذای اصلی و محلی ریز که همان «قبولی کباب گوشتی که با موادی چون آرد نخودچی وپیاز وتره وادویه جات در یانه کوبیده  وبعد به شکل دایره ای به برنج دم پخت که در حال جوشیدن بوده اضافه می شده است» این غذا سرشار از ویتامین و پروتئین بوده وقوتی برای جسم کار کرده یکساله مردان و زنان ریز بوده است .
غذای دیگر این شب خورشت سبزی یا همان قورمه سبزی و برنج بوده و این سبزی خورشت را نشانه  سبزی و خرمی روزهای نو وشاد سال جدید می دانستند.
سبزه انداختن
یکی از کارهای مهم و اصلی مردم پرورش بذر جهت سبز شدن به نشانه زیبایی وبرکت وخرمی زندگی است و تنها بذر آن زمان ها گندم بوده آن ها گندم را به علت کار بردهای متنوع آن بسیار دوست داشته وبا آن سبز می انداختند.گندم را برکت و روزی وسبزه اش را خرمی و سرسبزی سال می دانستند.
 
سفره هفت سین
هفت سین خانواده ریزی بیشتر روی مرسی ودر یک سینی مسی چیده می شد و محتویات آن عبارت بود از  گندم برشته دست پخت زنان ،چلو بو داده معروف به  (چلو پوکی،برنج بو داده)،سنجد،نخودچی وکشمش سبز طبیعی،توت خشک،تخم مرغ خانگی رنگ شده با پوست پیاز قرمز،شاه دانه بوداده،نقل،گز. هم چنین از ترکیب آسیاب شده توت خشک ،گندم برشته وشاه دانه قوتی تهیه می کردند و بعنوان تقویت کننده در سفره می گذاشتند.و هرخانواده بنا بر وسع وتوانایی مالی خود اقلام سفره هفت سین متفاوت بود ولی بیشتر خانواده‌ها این محتویات را در سفره خود داشتند.
تحویل سال
زمان و ساعت رسمی تحویل سال را یا خطیب مسجد بر منبر یا جارچی محله در کوچه ها اعلام می نمود.
در این هنگام خانواده ها از پیر تا کودک بر دور کرسی یا دور هم اگر شب بود در زیر نور چراغ لامپاشاد و صمیمی و با امید می نشستند تا بزرگ محفل آیاتی از قرآن را تلاوت کند وغزلی از حافظ را بخواند.
بزرگترها به کوچکترها عیدی مختصری می دادند.اگر کسی را بسیار دوست داشتند به او یک نارنج هدیه می دادند وبه پسر بچه ها یک عدد تخم مرغ رنگ شده تقدیم می کردند .
بیشتر خانواده ها اعتقاد داشتند که درزمان تحویل سال باید این غذاها در سفره باشد؛(نان گندم خانگی به نشانه برکت،ماست به نشانه سفیدی وآرامش،سبزی خوردن به نشانه خرمی وسرسبزی،یک نمونه گوشت به نشانه تقویت وتلاش،برنج پخته محلی به نشانه برکت ونان کماج وزردی به نشانه شیرینی وشادی زندگی )
در بعضی خانواده ها رسم بوده بزرگان فامیل در بعضی از  شب های ۱۳روز  نوروز  مهمان یکی از فرزندان خود باشند .
چه فقیر وچه ثروتمند این لحظه زیبای سال را با شادی وخوشی می گذراندند ومشکلات را پشت درها جا می گذاشتند و اعتقاد داشتند شادی ونشاط در این لحظات مبارک ومقدس است

شنبه گردش(شنبه اول سال )
اولین شنبه پس از تحویل سال را شنبه گردش می نامیدند که خانواده ها بر خود واجب می دانستند از خانه هایشان خارج شده و به دامان طبیعت کنار رودخانه یا به باغات بروند و اولین گردش سالانه خود را با شادی در طبیعت آغاز نمایند و خدا را برای سال جدید و طبیعت نو و سبز شکر گویند .خوردن گیاه شبدر به همراه سرکه به خاطر خاصیت درمانی وگیاهی آن در این روز متداول بود (این گیاه دریای املاح معدنی مانند سلیس، ‌آهن، فسفر، ‌گوگرد، پتاسیم، منیزیم، ‌منگنز، روی،‌مس، سرب، نیکل و کوبالت می باشد.)
سیزده به در روز سیزدهمه سال در ریز عجیب زیبا و دیدنی بوده.بیشتر مردم باغدار در این روز خانوادگی یا بافامیل و همسایگان خود صمیمانه وبه دور از تجمل  به باغات ریز می رفتند یاکنار رودخانه ودر صحرا سیزدهشان را به در می کردند. باغات ریز  در غرب شهر در منطقه ای خوش آب و هوا با کوچه هایی سرشار از عطر شکوفه های سیب ،آلبالو ،گیلاس وزرد آلو آدمی را سرمست بهار می کرد.غذای سیزده به در کو‌کو سبزی وبرنج وخورشت سبزی  که زیر آتش وخاکستر پخته می شد وبه آن (برنج لاخلی )می گفتند طعم و مزه ای بی نهایت عالی و دلچسب داشت.

در این روز رسم برآن بود که هفت سنگ در دست گرفته با هرسنگی آرزویی کرده و یک یک در رودخانه یا جوی آب بیندازند وبهمراه آن این شعر را بخوانند
غم برو  شادی بیا
محنت برو  روزی بیا
عدد هفت در ادبیات فارسی تقدس دارد
تا پایان این روز مردم به جشن و شادی و گفتگو و خوردن خوراکی های سالم و مغذی می پرداختند وپس از آن قبل از رفتن به خانه هایشان سبزه های گندم سفره هفت سین شان را با بیان آرزوهایشان گره می زدند ودر آب روان رها می کردند و فلسفه سپردن سبزه ها  در آب به معنای آن بوده که آرزوها یمان را باید به آب روان  که نماد روشنی وپاکیست بسپاریم تا به روشنی به تحقق بپیوندند. یکی از آرزوهای مهم در این روز سلامتی خانواده وبخت گشایی جوانان دم بخت بوده است .
باید بدانیم نوروز این جشن زیبای ایرانی واین آیین نیکوی فارسی زبانان از دیر باز تا کنون عاملی برای ایجاد اتحاد ،شادی ،سلامتی ونیکویی ما انسان ها بوده است پس چه بهتر است با سادگی به پا داشته شود گذشتگان ما به نحوی نیکو آن را پاس داشتند تا به ما رسید مانیز پاسش داریم تا زیبا و اصیل به آیندگانمان برسد.
02116/131/15
اطلاع رسانی: https://telegram.me/imnanews
کد مطلب: 275129
 


 
پربیننده ترین ها
پربحث ترین ها